××××
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ××××
آرشیو وبلاگ
      زیر ذره بین ()
مرغ......تکنولوژی نویسنده: ×××× - ۱۳۸٦/٢/۸

خونه مهمانی ازنوع ناخونده اش داشتیم اینو بگم که وابسته به جناح عیال بودن مهمون های اونور فامیل اکثرن خودشون رو به این شکل دعوت میکردن عیال بااشاره فهموند که چیزی رو می خواد بگه بااشاره های ممتدش ازاتاق اومدم بیرون گفت برای نهار مهمون ها گوشت کمه برو شهر کمی گوشت تهیه کن یه کمی رفتم تو فکر مهمونای اینور فامیل میان هیچ وقت مواد غذایی خونه کم نیس ولی وقتی اونوریا میان ...باروستایی بودنم واینکه قسمت اعظم مایحتاج غذایی رو باید از شهر تهیه می کردیم کمی حالمو به هم میزد اما امروز یه کمی غیرتی شدم به عیال گفتم با با جان من ماداریم ناسلامتی تو روستا زندگی میکنیم این صحیح نیست برای تهیه کوچکترین مایحتاج راهی شهر بشیم عیال گفت خب میگی چیکارکنیم ؟ گفتم اون مرغه رو می گفتی که تخم نمیذاره اونو ورداربیار تابهت بگم چکارکنیم. ازاون مرغمون به جهت اینکه تخم نمیذاشت نارحت نبودم  اصلن تخم گذاشتن یا نگذاشتن اون برام مهم نبوداما ازاین که میدیدم مدام توی حیاط همسایه است وبیشتر با مرغ وخروسای جوان (البته همه اش با خروسای جوان منظورمه مرغ رو برای اینکه خیلی ضایع نشه آوردم)همسایه بور میخوره غیرتیم می کرد.دستور شکار مرغ رو به اطراف اکناف صادر کردم همه رو بسیج کردم که مرغه رو پیدا کنن ودر سریع ترین فرصت تحویل من بدن هرکاری کردن مرغه یافت نمیشد به همسایه مون زنگ زدم کسی گوشی رو برنمی داشت چند سری دیگه هم زنگ زدم  همین طور کارد به دست کنار تلفن نشسته بودم که تلفن زنگ زد گوشی رو برداشتم اون طرف گوشی بدون سلام علیک گفت چرا شما مزاحم شدین دیگه یادمه ازصبح غیر خودم کسی ازگوشی استفاده نکرده بود شکم سریع به سمت فامیل های عیال 180درجه برگشت گفتم کی مزاحم شدن دختربود پسر بود چی می گفت اون هم جواب داد ما اصلن باهاش صحبت نکردیم شماره اش افتاده روی مزاحم یاب گوشیمون مزاحم نشین دیگه حسابی مرغی شده بودم دیگه توی دلم به اون شیر ناپاک خورده ای که کالرآیدی رو مزاحم یاب ترجمه کرده بود فحش خواهر مادری اساسی دادم به همسایه مون هم توضیح می دادم گوشت، مهمان ،کم، تخم ...  کالرآیدی ،ترجمه...اما همسایه که انگارنه انگار به حرفایم گوش کرده باشد دوباره گفت مزاحم نشین دیگه... وقطع کرد.

     اس ام اس فرستاده به این مضمون سلام:@ وقتی باشماره اش تماس میگیری میپرسی کاری داشتین(چون موبایل من اداریه دراین جور مواقع باشماره هایی که موفق به صحبت نشده باشن خودم ارتباط میگیرم)  امرتون؟جواب میده نه اصلن من به شما اس ام اس نفرستادم .

  توی مخابرات بودم ...مشترکی گوشی خانه شان رو آوردمیگفت همین الان یکی مزاحم ما شد این گوشی رو کنترل کنید واونو واسه ما پیدا کنیدوگوشی خونه شان رو روی میزکار گذاشت.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر درد سرهای دهیاران روستاها یک درس خوب برای پسرم هرگز نمیگم همه ی گلستان آماده برای استقبال از ریس جمهور روحانی نقبی بر طرح جدید آموزش وپرورش مقاله در خصوص شوراهای اسلامی سرچ در گوگل ارث(2) سرچ در گوگل ارث دختران روستای باغلی مرامه ترک تحصیل می کنند! گفتگوی اختصاصی با یک دوست
کلمات کلیدی وبلاگ متفرقه (٢٧) اخبار ویژه (۱٥) خاطرات (۱۳) عکس ها (۱۳) بخش مهندسی (٥) انتخابات (۱)
دوستان من نوشتهای یک جوان ترکمن (طـــریــک عزیز) تــرکـــمن مـــــدیکال- دکترسردارعزیز نــــــــاظـــــــــرین کــــشـــاورزی خاطرات ترک خورده ~ مرضيه ~ ترکمنینگ سونگی داغی مژی جون ويادداشتهايش پــــــــــژواک-اجــــــو قیز آی تــــــــــــــمـــــر92 یه گنــــــــــــــــــــبدی مرجــــــــــــــــــــــن turkmen students اولــــــــــــــکامــیــــز دنــــیـــای تـــــــو پـــــاراســـــات کوهنورد ترکمن ترکمن دانلود اغـــــــلـــــن ترکمن ایلی ماه شاد سایرا گل یخ آيرا شهلا صـــحرا المقشار حاضر جواب دکتر سردار2 دکتردیه جی بالی برای پرواز ارکــــــــــــــــــین فـــــــــــریــــــــدون مقصد ـ پسر ترکمن Türkmen-ca کــــــــــــــــــــــــــــرفه یه ترکمن _ یه گنبدی چــــــال چـــــــــــؤوروگ پایگاه اطلاع رسانی کرند قصه های زنی در دوست بــــــایــــــــراق (متین عزیز) تـــــــــــرکمن قـــــــــــــــــــــيز گـــــلـــــی جـــــون(خاطرات گلی) کم کم درخت میشوم - استاد صحنه ناظرین محصولات کشاورزی عصرمدنیت پرتال زیگور طراح قالب