××××
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ××××
آرشیو وبلاگ
      زیر ذره بین ()
شورت های مامان دوز نویسنده: ×××× - ۱۳۸٦/۱/٥

توی دلت شیرجه میرفتیم باتنی نمکی ازت بیرون می آمدیم ...

بعضی وقتها آنقدر عمقت کم بود یعنی ظرفیت نداشتی باسرهای شکسته به خانه باز می گشتیم...

آفتاب تموزآنقدر بخارت کرده بود وتو نمکین می شدی اما مزه تو بازم برایمان شیرین بود ...

بازم شیرجه می رفتیم توی دلت با شورت های مامان دوز...

اونوقت ها که خیلی بچه سال بودیم آنقدر در تو غوطه ورمی شدیم می رفتیم اون کنج هات  که ریشه های درختچه های گز که در بدنت پیدا بودن وقلقلکت می دادن با چشم های بسته دستهامون رو قایمکی داخلشون می کردیم هرچی به دستمون گیر می کرد به حساب ماهی برش می داشتیم ازت می کشیدیم بیرون دست یکی  وزغی یا قورباغه ای سبزه دست یکی وای خرچنگی باجیغ پرتش می کردیم توی ساحل ماسه ای ات قورباغه ووزغ هات به دنبال تو گیج به این سو آن سو میپریدند خرچنگ اما پشتش به زمین  مثل شکست خورده ای چنگال هایش را بی هوا بازبسته  می کرد...

آنقدرازخرچنگ می ترسیدیم چون پدر گفته بود اگر به بدنتون چنگال هاش گیر کنه اگه اونوبکشی هم ازتون جدانمیشه می گفت چهل تا الاغ باید جمع کنی وهمگی باید باهم عرعر کنن تاجناب خرچنگ چنگا هایش رو از بدنتان در آورداونوقت ما تعداد خرهای آبادیمون رو سرشماری می کردیم به رویا می رفتیم گیرم که آمارخرهای روستامون باروستاهای مجاور سرجمع چهل تا بشن چطوری عرعر چهل تاشون رویکجادرآوریم...

 

گه گداری گویی عصبانی می شدی یا هوایی ویا می خواستی خودی نشان دهی همه جا را زیرو رو می کردی وسوارش میشدی حتی مانعت سد گلستان 1صدوده میلیون متر مکعبی باشد یک سالی آنقدر عصبانی شده بودی جنگل گلستان را به گِل اِستان تبدیل کردی بهت گفتیم خیلی نامردی به مسافران تعطیلات تابستان چکار داشتی ...

موقع این زیروروکردن وسرک کشیدن مثل بچه های لوس خودت رو اون قدرکثیف می کردی که بیچاره ماهی های داخلت تاب تحمل نداشتن می خواستن ازت فرارکنن برن بیرون اما ماهی حیوان آبزی است نمی تواند بیرون از تو زندگی کنه باچشمان گلی ودهان های باز می خواستند از اکسیژن هوای بیرون تو استفاده کنن اما این غیر ممکن بود اونوقت ها تو خیلی سنگدل بودی ما سنگدل تر از تواون ماهی های بیچاره رو شکار می کردیم وبساط کباب...

اما ای ول مثل اینکه تو خیلی مهم بودیو ما نمی دانستیم حتی جاییکه  توسالها قبل رویش می خوابیدی یعنی جاییکه توسالها پیش از آنجا خسته شدیو ازخیرش گذشته بودی و به امان خدا رها یش کرده بودی لانه ات را ولانه جدیدی برای خودت گرفته بودی

 ما گفتیم لانه قبلی ات را هم کمی آباد نگه دار

 اما توگفتی مال شما دیگه به اون جا برنمی گردم نوکه اومد به بازارکهنه میشه دل آزار

ورفتی یک کمی دورترهاودیگه برنگشتی   حالا خلف وعده می کنی اجاره خونه ای که بهمون بخشیدی رو ازمون می خوای توکه اون وقت ها با شورت های مامان دوز خیلی حال ها به ما داده بودی حالا پولی  شدی برای ما...

چی اسمش شده اجاره بستر رودخانه؟!!

  نظرات ()
مطالب اخیر درد سرهای دهیاران روستاها یک درس خوب برای پسرم هرگز نمیگم همه ی گلستان آماده برای استقبال از ریس جمهور روحانی نقبی بر طرح جدید آموزش وپرورش مقاله در خصوص شوراهای اسلامی سرچ در گوگل ارث(2) سرچ در گوگل ارث دختران روستای باغلی مرامه ترک تحصیل می کنند! گفتگوی اختصاصی با یک دوست
کلمات کلیدی وبلاگ متفرقه (٢٧) اخبار ویژه (۱٥) خاطرات (۱۳) عکس ها (۱۳) بخش مهندسی (٥) انتخابات (۱)
دوستان من نوشتهای یک جوان ترکمن (طـــریــک عزیز) تــرکـــمن مـــــدیکال- دکترسردارعزیز نــــــــاظـــــــــرین کــــشـــاورزی خاطرات ترک خورده ~ مرضيه ~ ترکمنینگ سونگی داغی مژی جون ويادداشتهايش پــــــــــژواک-اجــــــو قیز آی تــــــــــــــمـــــر92 یه گنــــــــــــــــــــبدی مرجــــــــــــــــــــــن turkmen students اولــــــــــــــکامــیــــز دنــــیـــای تـــــــو پـــــاراســـــات کوهنورد ترکمن ترکمن دانلود اغـــــــلـــــن ترکمن ایلی ماه شاد سایرا گل یخ آيرا شهلا صـــحرا المقشار حاضر جواب دکتر سردار2 دکتردیه جی بالی برای پرواز ارکــــــــــــــــــین فـــــــــــریــــــــدون مقصد ـ پسر ترکمن Türkmen-ca کــــــــــــــــــــــــــــرفه یه ترکمن _ یه گنبدی چــــــال چـــــــــــؤوروگ پایگاه اطلاع رسانی کرند قصه های زنی در دوست بــــــایــــــــراق (متین عزیز) تـــــــــــرکمن قـــــــــــــــــــــيز گـــــلـــــی جـــــون(خاطرات گلی) کم کم درخت میشوم - استاد صحنه ناظرین محصولات کشاورزی عصرمدنیت پرتال زیگور طراح قالب