××××
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ××××
آرشیو وبلاگ
      زیر ذره بین ()
تصمیم های کبرای من نویسنده: ×××× - ۱۳۸٧/۱/۱٥

یه وقتایی تصمیم هایی میگیری که زندگی دیگران رو تحت تاثیر قرار میدهند دوست دارم چند قسمه از این تصمیمات رو بهتون بگم نظر شما برای بهترین روش پاسخ گویی چیه؟ لطفن به راهنمایی تان احتیاج دارم
به سبب شغلی که دارم در روستا های واقع در یکی از جهات شهرمون گاو پیشانی سفید هستم اولین سوالی که مردم ازم دارند در خصوص  اقا پسر های روستا مون یا روستا های مجاور هست که به خواستگاری دخترای روستاهای دیگه رفتن . یه بار تصمیم گرفتم که اصن این نوع استعلامات رو جواب ندم  ولی این جواب ندادنم رو اونا به حساب نظر منفی بنده به شازده اق پسر دونستن واین طوری تجریه وتحلیل کردن که حتمن موردی داشته که ظهری نمیخاد اظهار نظر کند. به هر حال اون موقع مجبور شدم لب به سخن بگشایم ووسیله ازدواج زوجینی گردم به هرتقدیر موردی که در این خصوص اذیتم میکند اینه که  مواردی داشتم که در مورد شازده پسر ها نظر مثبت داده بودم ولی بعد از ازدواج اندکی کدورت خانوادگی پیدا کردند ولی به هرحال برطرف شدند واینک به زندگی خوب وخششان ادامه میدهند. وقتی بینشان دعوایی شد همون استعلام کنندگان سراغ بنده اومدند واز من گلایه داشتند که چرا حقیقت رو به ما نگفتی؟ تو که میدونستی این شازده پسر مشکل داشته چرا طوری جواب دادی که ما به او پاسخ مثبت دهیم و...  حالا هرچیقد بهش بگی باوم جان عروس داماد ها مثه هندوانه هنوز باز نشده هستند و این بگو مگو های اولیه در زندگی زناشویی پیش میاد مثلن خودتان هیچ کنتاکتی با زوجه خود نداشته ای؟ من که شخص معتاد رو براتون تایید نکرده بودم که از این نظرات اگه مشکلی داشته باشه بفرمایید! شما به من گفته بودید که اگه اون شازده پسر به خواستگاری خاهرت بیاد اونوقت بهش پاسخ مثبت میدهید یا نه اون موقع بنده عرض کرده بودم بلی
دوستان بعضی از ایراداتی که  وارد میشه یه خورده بفهمی نفهمی بنی اسراییلی هست یکی میگفت فلانی جان این پسری که از شما استعلام کرده بودیم شغل ندارد که ،چشم به دست وجیب بابا دارد. این حرفاش واقعن حرصم رو درآورده بود بهش گفتم شما از من وضعیتت اخلاقی پسره رو سوال فرموده بودید دومن اون پسره شغل اداره ای ورسمی ندارد کشاورز زاده ای است پنجاه هکتار باباش زمین داره سه برادر هستند روی اون زمین ها کار میکنند ولقمه حلال در میاورند و میخورند. همه که نباید حقوق بگیر دولت باشن که
مورد دیگه ای سوال میکرد که اون شخصی که به خواستگاری دختر ما اومده ظاهرن فلج اطفال داره وبا عصا راه میره شما بفرمایید ایا دو پایش فلج است یا یه پایش با دو عصا راه میرود یا با یه عصا!!!!
اون پسر یکی از پسرهای گل آبادی ما است حرفشان صحیح بود در بچگی به فلج اصفال مبتلا شده بود باور میکنید هیچ وقت دقت نکردم که ایا دوپایش بیماره یا فقط یه پایش اونقد این نقیصقه اش در مقابل اخلاق نیکش بی مقدار بود که حتی الان هم نمیدانم با یه عصا راه میره یا دو عصا ... بهشون گفتم اینو شما میتونید از شازده پسر ما دعوت بعمل آورید وخودتان از نزدیک مشاهد اش بفرمایید.

  نظرات ()
مطالب اخیر درد سرهای دهیاران روستاها یک درس خوب برای پسرم هرگز نمیگم همه ی گلستان آماده برای استقبال از ریس جمهور روحانی نقبی بر طرح جدید آموزش وپرورش مقاله در خصوص شوراهای اسلامی سرچ در گوگل ارث(2) سرچ در گوگل ارث دختران روستای باغلی مرامه ترک تحصیل می کنند! گفتگوی اختصاصی با یک دوست
کلمات کلیدی وبلاگ متفرقه (٢٧) اخبار ویژه (۱٥) خاطرات (۱۳) عکس ها (۱۳) بخش مهندسی (٥) انتخابات (۱)
دوستان من نوشتهای یک جوان ترکمن (طـــریــک عزیز) تــرکـــمن مـــــدیکال- دکترسردارعزیز نــــــــاظـــــــــرین کــــشـــاورزی خاطرات ترک خورده ~ مرضيه ~ ترکمنینگ سونگی داغی مژی جون ويادداشتهايش پــــــــــژواک-اجــــــو قیز آی تــــــــــــــمـــــر92 یه گنــــــــــــــــــــبدی مرجــــــــــــــــــــــن turkmen students اولــــــــــــــکامــیــــز دنــــیـــای تـــــــو پـــــاراســـــات کوهنورد ترکمن ترکمن دانلود اغـــــــلـــــن ترکمن ایلی ماه شاد سایرا گل یخ آيرا شهلا صـــحرا المقشار حاضر جواب دکتر سردار2 دکتردیه جی بالی برای پرواز ارکــــــــــــــــــین فـــــــــــریــــــــدون مقصد ـ پسر ترکمن Türkmen-ca کــــــــــــــــــــــــــــرفه یه ترکمن _ یه گنبدی چــــــال چـــــــــــؤوروگ پایگاه اطلاع رسانی کرند قصه های زنی در دوست بــــــایــــــــراق (متین عزیز) تـــــــــــرکمن قـــــــــــــــــــــيز گـــــلـــــی جـــــون(خاطرات گلی) کم کم درخت میشوم - استاد صحنه ناظرین محصولات کشاورزی عصرمدنیت پرتال زیگور طراح قالب