××××
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ××××
آرشیو وبلاگ
      زیر ذره بین ()
خشکسالی نویسنده: ×××× - ۱۳۸٧/٢/۱

 فـــــريـــــدونخوب احساس خطر کرده، پيش بيني خشکسالي سازمان هواشناسي کشور به واقعيت نزديک شده اکثريت مزارع گندم در بخش داشلي برون به خشکي گراييده طرف بندر ترکمن اميدي به برداشت مناسب محصول گندم يا جو نيست. خلاصه وضع خيلي وخيمه از برج ابان ماه سال هشتادو شش تا امروز مجموعا حدود 150 ميلي متر بارندگي داشتيم. اين از حداقل مقدار لازم براي ديم کاري که حدود 250 ميلي متر هست بسيار فاصله دارد.از اراضي آبي هم چندان انتظاري نميره آبياري فعلي گندم هم زياد دردي را دوا نميکنه ، ميشه گفت نوش دارويي بعد از مرگ سهراب هست.
سهميه آبياري بنده براي زمين هام بيست وچهار ساعت بود ساعت 9/5 صبح سه شنبه ۲۰/1/۸۷ آب رو تحويل گرفتم چون کارگر پيدا نکردم خودم آستين ها رو بالا زدم. يه پسر جواني بود هر وقت منو ميديد يه پول ناقابل ازم ميگرفت محض تبرک محض صدقه واين جور چيزا بهش گفتم لااقل هشت ساعت بهم کمک کنه (البته در برابر دريافت مزد)تا من نفسي تازه کنم نامرد قبول نکرد. چند نفري اين طوري ازم پول ميگرفتن ديگه تصميم اکيد اخذ نمودم که به احدي پول مفت ومجاني ندهم. پول بگيرن فقط در برابر کارشان وديگه هيچ.(ظهري عصباني ميشود)
سه شنبه شب وبامداد چهارشنبه در صحرا تنها بودم. مقداري غذا  با خودم بردم يه فلاسک کوچيک چاي هم داشتم. بهتون بگم من چاي خور حرفه اي هستم اينو گفته باشم تا هروقت مهمانتان شدم از هرچيزي کم بذارين ولي اگه چايي کم بيارين همونجا آبروريزي ميکنم. تهران رفته بوديم که اراده فرموديم  جايي چايي بخوريم به کافه دار گفتم دو قوري چايي بيار خيلي تعجب کرد گفت ما اينجا چايي با استکان ميديم. بهش گفتم پس کارت در اومده هروقت استکان رو نصف کردم استکان بعدي رو بيار. خب مخصوصا در مسافرت سندرم چايي خوري منم بسيار عود ميکنه.
آذوقه ام که يه قسمت مزرعه گذاشته بودم حين آبياري اونقد سرم گرم کار بود متوجه نشدم که  وسط آب آبياري گير افتاده ،شب هنگام روباه وشغال هاي صحرا اطرف پرسه ميزدند زوزه هاي شبيه صداي بچه از خودشون در مياوردند.براي خرد کردن اعصاب بنده روباه وشغال هاي صحرا هم بيکار ننشستندبه باقيمانده  مواد غذايي ام ناخنک زده بودند. متوجه اين عمل اوناکه شدم از خير خوردن و چاي وفلاسک گذشتم چون استان گلستان مقام اول را در شيوع بيماري هاري داردومنم ار ترس اين بيماري کل آذوقه نصفه ام رو در جايي از مزرعه دفن کردم.يکي از عوامل شيوع هاري هم همين حيوانات وحشي از جمله روباه وشغال که در کناره هاي رودخانه گرگان زندگي ميکنند، هست. از قضاي روزگار رودخانه گرگان رود از وسط ترکمن صحرا عبور ميکند.به هر تقدير چنگ ودندان انداختن اين حيوانات با سگ هاي روستا هاي حاشيه رود خانه يا گاز گرفتن از احشام يا مرغ وخروس هاي ابادي ها باعث انتقال اين بيماري هست.
شب يه ور آسمان ستاره اي ويه ورش بي ستاره بود. آتيشي روشن کردم لگنم رو يه مقدار از آتيش دورتر پارک  کردم تا آتيش خطري براش نداشته باشد. اين تجربه را قبلا هم داشتم که از بنزين نبايد براي درست کردن آتيش استفاده کردولي چه ميشود کرد چون گازوييل يا نفت نداشتم طي عمل ريسک آميز با بنزين آتيش روشن کردم .آتيشه خوب حال داد تا صبح کنار آتيش به خواب رفتم. ضمنا صحرا آروم وساکت (البته بدون صداي زوزه هاي گاه وبيگاه وصداي ورود آب به مزرعه) بي نهايت ساکت بود. تنهايي به چيزاي زيادي فک کردم از تورم بگير تا رابطه با آمريکا به دوستان دنياي واقعي به دوستان دنياي مجازي به اين نتيجه رسيدم دوستان دنياي مجازي دوست تر از دنياي واقعي هستن.

آيرا تو خوب بلدي مردم رو سرکار بذاري واسه خاطر اون پستت((آقلا جنب ايستگاه عطا آباد چه خبر)) سري به اونجا زدم.عطاآباد در  آق قلا دو تا ايستگاه دارد يکي ايستگاه ميني بوس ها که روبروي آن ايستگاه سواري ها ي عطا آباد هست قرار دارد.خب چيز خاصي توجهم رو جلب نکرد.تعدادي مغازه يکي مرکز سرويس يخجال وديگري گالري موبايل که باز روبروي اونم يه گالري موبايل هست.
نازنين نوشتن در word جان محسنات عديده اي داره ازجمله تصحيح وويرايش سريع وديگري سکرت نگه داشتن راحتش هست.
مرضيه جان از قهر با دنياي مجاز حذر کن
گزل ترکمن قيز عزيز معناي نمامي ويا غيبت در دنياي امروزي ما خيلي عوض شده غيبت ميکنند وميگن ما غيبت نمي کنيم بلکه صفت طرف رو ميگيم.
مهشاد(يا به قول من ماه شاد) مطالعه وبلاگش رو بهتون توصيه ميکنم. اولن وقتي ازتون نميگيره چون پستاش بسيار کوتاه ( نه کوته) هست. بهتون قول ميدم از دوستي مجازي با ايشون پشيمون نخواهيد شد.راستي پست کوتاه ومختصر نوشتن بسيار مشکل تر از نگارش پست هاي بلند هست. چون کل مفهومي که در چندين سطر   بايد رسانده شود در يکي دوسطر يا نصفه سطر بايد ادا بشه. قصد مقايسه نوشته هاي کوتاه ماه شاد رو باقران ندارم ولي به نظر مفسرين تفسير سوره هاي کوچيک قران بسي مشکل تر از سوره هاي بلند آن هست.
در تاياق دعوايي به راهه  سر خبر فوت شاعري از ترکمن، اين قشر رو خيلي دوست دارم منظورم شاعراست. در سال چهارم دبيرستان (آخ سن وسال اون دوره حيف که چه مفت از دست رفت) بوديم دبير ادبيات مون تعريف ميکرد اوايل انقلاب که کتاب هاي درسي درست ودرمان با اوضاع احوال انقلابي کشور تدوين نشده بوده و گه گاهي   آموزش پرورش  جزوه هايي براي دروس مختلف از جمله درس ادبيات منتشر ميکرده که در خصوص اين درس  همه اش شعر بوده سر کلاس دخترونه يکي از دختر ها بهش ميگه چيقد شعر بخونيم ما که نمي خاييم شاعر بشيم اون وقت دبير مربوطه جواب ميده دختر خوب شاعر يعني شخص با شعور حالا تو نمي خواهي باشعور بشي خود داني.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر درد سرهای دهیاران روستاها یک درس خوب برای پسرم هرگز نمیگم همه ی گلستان آماده برای استقبال از ریس جمهور روحانی نقبی بر طرح جدید آموزش وپرورش مقاله در خصوص شوراهای اسلامی سرچ در گوگل ارث(2) سرچ در گوگل ارث دختران روستای باغلی مرامه ترک تحصیل می کنند! گفتگوی اختصاصی با یک دوست
کلمات کلیدی وبلاگ متفرقه (٢٧) اخبار ویژه (۱٥) خاطرات (۱۳) عکس ها (۱۳) بخش مهندسی (٥) انتخابات (۱)
دوستان من نوشتهای یک جوان ترکمن (طـــریــک عزیز) تــرکـــمن مـــــدیکال- دکترسردارعزیز نــــــــاظـــــــــرین کــــشـــاورزی خاطرات ترک خورده ~ مرضيه ~ ترکمنینگ سونگی داغی مژی جون ويادداشتهايش پــــــــــژواک-اجــــــو قیز آی تــــــــــــــمـــــر92 یه گنــــــــــــــــــــبدی مرجــــــــــــــــــــــن turkmen students اولــــــــــــــکامــیــــز دنــــیـــای تـــــــو پـــــاراســـــات کوهنورد ترکمن ترکمن دانلود اغـــــــلـــــن ترکمن ایلی ماه شاد سایرا گل یخ آيرا شهلا صـــحرا المقشار حاضر جواب دکتر سردار2 دکتردیه جی بالی برای پرواز ارکــــــــــــــــــین فـــــــــــریــــــــدون مقصد ـ پسر ترکمن Türkmen-ca کــــــــــــــــــــــــــــرفه یه ترکمن _ یه گنبدی چــــــال چـــــــــــؤوروگ پایگاه اطلاع رسانی کرند قصه های زنی در دوست بــــــایــــــــراق (متین عزیز) تـــــــــــرکمن قـــــــــــــــــــــيز گـــــلـــــی جـــــون(خاطرات گلی) کم کم درخت میشوم - استاد صحنه ناظرین محصولات کشاورزی عصرمدنیت پرتال زیگور طراح قالب