××××
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ××××
آرشیو وبلاگ
      زیر ذره بین ()
حکایت فقر نویسنده: ×××× - ۱۳۸٧/٢/۳٠

حکایت فقر رعیتی به شه زاده ی عادلی رسید.شه زاده اراده به رفع فقر ازو نمود. به احدی از خدمه بدره ای زر ستاند ومامور نمود که روی پلی بدره ی زر را نهد وزیر پل به پاسبانی انتظارنشیند تا  غیر ه ای بدره را نبرد. مامور، رعیت فقیر را بدید که وارد پل گردید. دانست که ماموریتش تمام است و برگشت.
چند وقت بعد دوباره حکایت فقر اسفبارتر از قبل آن رعیت به گوش شه زاده رسید. شه زاده سخت در شگفتی فرو رفت وبا خود اندیشید لابد فقر، او را سخت بدهکار نموده و همه زرهای موجود در بدره را صرف بدهی خویش نموده است. فرمایش نمود طبقی غذای مطبوع تهیه و  در زیر غذا هر مقدار میتوانند ،زر جاسازی نمایند وبه رعیت بینوا بسپارند. این کار نیز انجام میشود.
چند وقت بعد بازم حکایت فقر اسفبارتر از قبل آن رعیت به گوش شه زاده رسید. شه زاده سخت در شگفتی فرو رفت و اندیشه فراوان که این چه فقری است که مرد درگیرش است. فرمان میدهد که او را دستگیر وبه کاخ سلطنتی هدایت نمایند.
شه زاده : ای مرد آن همه بذل وبخشش تو را نتوانست از فقر برهاند این چه فقری است که تو درگیرش هستی؟!
رعیت فقیر: ای فرزند قبله عالم قربانت بگردم جز بذل اهالی زیر بازارچه که افاقه بیشتراز پر نمودن شکم ندارد، جودی دریافت ننمودم.
شه زاده آدرس آن دو روز را به او میگوید.
رعیت فقیر با نفرین به روزگار شوم خود با ناله وانابه میگوید: والا مقاما آن روز به سر پل که رسیدم در اندیشه رفتم که کوران چگونه از روی پل عبور مینمایند. بدین سبب چشمان خویش را بسته نموده از روی پل عبور کردم . آن طبق غذای مطبوع نیز دریافت نمودم. باخود اندیشه کردم این غذا را الان بخورم شکمم برای یک روز سیر میشود اگر بازار رفته آن را بفروشم خواهم توانست چند روزی باغذا های مختصر شکم را سیر نگه دارم.بدین سبب آن غذا را در بازار فروختم.

  نظرات ()
مطالب اخیر درد سرهای دهیاران روستاها یک درس خوب برای پسرم هرگز نمیگم همه ی گلستان آماده برای استقبال از ریس جمهور روحانی نقبی بر طرح جدید آموزش وپرورش مقاله در خصوص شوراهای اسلامی سرچ در گوگل ارث(2) سرچ در گوگل ارث دختران روستای باغلی مرامه ترک تحصیل می کنند! گفتگوی اختصاصی با یک دوست
کلمات کلیدی وبلاگ متفرقه (٢٧) اخبار ویژه (۱٥) خاطرات (۱۳) عکس ها (۱۳) بخش مهندسی (٥) انتخابات (۱)
دوستان من نوشتهای یک جوان ترکمن (طـــریــک عزیز) تــرکـــمن مـــــدیکال- دکترسردارعزیز نــــــــاظـــــــــرین کــــشـــاورزی خاطرات ترک خورده ~ مرضيه ~ ترکمنینگ سونگی داغی مژی جون ويادداشتهايش پــــــــــژواک-اجــــــو قیز آی تــــــــــــــمـــــر92 یه گنــــــــــــــــــــبدی مرجــــــــــــــــــــــن turkmen students اولــــــــــــــکامــیــــز دنــــیـــای تـــــــو پـــــاراســـــات کوهنورد ترکمن ترکمن دانلود اغـــــــلـــــن ترکمن ایلی ماه شاد سایرا گل یخ آيرا شهلا صـــحرا المقشار حاضر جواب دکتر سردار2 دکتردیه جی بالی برای پرواز ارکــــــــــــــــــین فـــــــــــریــــــــدون مقصد ـ پسر ترکمن Türkmen-ca کــــــــــــــــــــــــــــرفه یه ترکمن _ یه گنبدی چــــــال چـــــــــــؤوروگ پایگاه اطلاع رسانی کرند قصه های زنی در دوست بــــــایــــــــراق (متین عزیز) تـــــــــــرکمن قـــــــــــــــــــــيز گـــــلـــــی جـــــون(خاطرات گلی) کم کم درخت میشوم - استاد صحنه ناظرین محصولات کشاورزی عصرمدنیت پرتال زیگور طراح قالب