××××
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ××××
آرشیو وبلاگ
      زیر ذره بین ()
قاری دده نویسنده: ×××× - ۱۳۸٧/٤/٢٠

قاری قران بود یعنی الان هم هست یعنی باید باشد.برای عزا های مردم ختم های زیادی از قران به روح مرحوم شده ها بخشیده ،قران را با صوت ولحن دلنشینی میخواند به مرور سن وسالش که بالا میرفت از انرژی اش برای رساتر کردن صداش کاسته میشد بعضی صاحب عزاها هم واسه اینکه قاری شان به این زودیا خسته نشه هپی بهش تعارف میکردند. واین سرآغاز ابتلایش به دام اعتیاد شد. او که شناخته شده اکثریت روستا های این حوالی است آن روز رفیقم ن ب بهم زنگید و گفت قاری دده جلوی مغازه موذن مسجد افتاده معلوم نیست چند ساعته که اونجا خوابیده

اون روز هوا بسیار گرم بود گفتم مگه داخل مغازه کسی نیست گفت مغازه بسته است ولی بچه های صاحب مغازه همونجا هستند. من سرکار بودم امکان جیم شدن هم وجود نداشت به ن ب گفتم به منزل موذن زنگ بزن وبه دیگر همسایه هات،

اونم گفت این کارو کردم تمایلی به کمک نشان نمیدن وگفت من خودمم میتونم با همسرم بهش کمک کنم وتا جایی برسانمش ولی چون سابقه ام در روستا خراب است اگه اتفاقی بیافتد ممکنه به من اتهامی وارد بشه

سریع به یکی از فامیل های نزدیکش زنگ زدم بچه شان گوشی را برداشت ازش سراغ باباش رو گرفتم

- بابام ... چیکارش داری؟ خونه نیست

- قاری دده جلوی مغازه موذن روستا افتاده به کمک بابات احتیاج داره

- بابای من چه طوری میتونه بهش کمک کنه الان

- اگه بابای تو بهش کمک نکنه پس کی میخاد براش کاری انجام بده حالا میگی بابات کجاست

- بابام رفته سرکار

میدونستم باباش به صورت شیفتی دو جا کار میکنه من اما فکر کرده بودم شاید برای ناهار ظهرش خانه اش آمده باشه.

- حالا دقیقا بگو الان سر کدوم کارشه

- نمیدونم

- تو چطور بچه ای هستی که نمیدونی بابات کجا کار میکنه شاید برای خودتان مشکلی پیش بیاد اونوقت چه طوری میخواهید بابایتان را پیدا کنید.

- آخه ...

مکالمه تلفنی را قطع کردم

به یکی از محل های کارش شانسی زنگ زدم اتفاقا همونجا بود ماجرای قاری رو شرح دادم . باشه تنها کلمه ای بود که در

وقتی انسانیت در این گوشه این مملکت در این روستای ما حالش بدینگونه خرابه چه برسه به شهر های بزرگ.

پ.ن1)موضوع قاری رو به برادرش رساندم اون هم بردش شهر کارش به عمل جراحی کشید.فعلا که شکر خدا سالمه.جالبه بدونید ن ب وهمسرش در سوار کردن قاری دده به وانت پیکان کمک کرده بودند

پ.ن2)جلوی مغازه موذن را داشته باشید.

شاد باشید

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر درد سرهای دهیاران روستاها یک درس خوب برای پسرم هرگز نمیگم همه ی گلستان آماده برای استقبال از ریس جمهور روحانی نقبی بر طرح جدید آموزش وپرورش مقاله در خصوص شوراهای اسلامی سرچ در گوگل ارث(2) سرچ در گوگل ارث دختران روستای باغلی مرامه ترک تحصیل می کنند! گفتگوی اختصاصی با یک دوست
کلمات کلیدی وبلاگ متفرقه (٢٧) اخبار ویژه (۱٥) خاطرات (۱۳) عکس ها (۱۳) بخش مهندسی (٥) انتخابات (۱)
دوستان من نوشتهای یک جوان ترکمن (طـــریــک عزیز) تــرکـــمن مـــــدیکال- دکترسردارعزیز نــــــــاظـــــــــرین کــــشـــاورزی خاطرات ترک خورده ~ مرضيه ~ ترکمنینگ سونگی داغی مژی جون ويادداشتهايش پــــــــــژواک-اجــــــو قیز آی تــــــــــــــمـــــر92 یه گنــــــــــــــــــــبدی مرجــــــــــــــــــــــن turkmen students اولــــــــــــــکامــیــــز دنــــیـــای تـــــــو پـــــاراســـــات کوهنورد ترکمن ترکمن دانلود اغـــــــلـــــن ترکمن ایلی ماه شاد سایرا گل یخ آيرا شهلا صـــحرا المقشار حاضر جواب دکتر سردار2 دکتردیه جی بالی برای پرواز ارکــــــــــــــــــین فـــــــــــریــــــــدون مقصد ـ پسر ترکمن Türkmen-ca کــــــــــــــــــــــــــــرفه یه ترکمن _ یه گنبدی چــــــال چـــــــــــؤوروگ پایگاه اطلاع رسانی کرند قصه های زنی در دوست بــــــایــــــــراق (متین عزیز) تـــــــــــرکمن قـــــــــــــــــــــيز گـــــلـــــی جـــــون(خاطرات گلی) کم کم درخت میشوم - استاد صحنه ناظرین محصولات کشاورزی عصرمدنیت پرتال زیگور طراح قالب