حالی آقا پدربزرگم گفت پسرم شما بیرون منتظر باشید من از قسمت های عورت مشکل دارم .تنهایی با دکتر صحبت کنم بهتر است. امریه پدربزرگ را اطاعت نمودم در اتاق انتظار منتظر نشستم. از مطب که بیرون  آمد نسخه را دستم داد وگفت دارو ها را بگیر بیا.من اینجا منتظرت هستم .

 منشی دکتر گفت الان در مطب را می بندیم .

به اتفاق پدر بزرگ راهی داروخانه شدیم.نسخه پیج داروخانه در قرائت یک قلم دارو مشکل پیدا کرد.به من گفت از دکتر نویسنده بپرسم.گفتم حالا مطب بسته است.شما ببینید به چه داروهایی شباهت دارد. داروخانه چی گفت به دو قلم دارو شباهت داردمشکل بابا بزرگ چی هست.؟

گفتم از قسمت های عورت مشکل دارد

گفت پس ممکنه هر دو دارو را نوشته باشد.

گفتم شما هردوقلم را بدهید هرکدام بهتر افاقه کرد پدربزرگ مصرف میکند

خانه که رسیدیم دیگر شب شده بود پدربزرگ شام را خورد به خانه اختصاصی خودش رفت آخه او در خانه ی جداگانه ای از ما زندگی میکند چون اعتقاد دارد آنجا بوی خدابیامرز مادربزرگ را میدهد.

قبل از خوابش داروهایش را خوراندم از آن دوقلم یکی را تصادفی خوراندم.

فردا صبح قبل از رفتن سرکار سراغ پدربزگ رفتم حالش را پرسان شدم.

گفت نوه ی خوب وتپلم ایکاش آن سالهایی که مادربزرگتان زنده بود منو سراغ آن دکتر می بردی.

ن پ ) دستمایه اصلی این پست واقعی وعدم توانایی دکتر داروخانه درقرائت یک قلم دارو نسخه پزشکی است. کاوش به عمل آمد آن یک قلم دارو قرص آهن بوده است.

/ 4 نظر / 11 بازدید
منم

نکنه اون یکی ویاگرا بوده ![لبخند][نیشخند][بغل][دست][دست][دست][خداحافظ][گل]

اغلن

هرچند من به اون یکی دارو هم شک کردم ولی ایرادی نداره این همه بیچاره خدمت کردند حالا یه بار هم ...[گل]

اجو

یادم نیست واسه چی رفته بودم دکتر !! اما منشی دکتر 10 نفر مریض رو باهم میفرستاد داخل ! دکتر همه رو معاینه میکرد و بعد یکی یکی دارو مینوشت!! به من هم یه نوع کپسول آنتی بیوتیک داد که هر 4 ساعت بخورم ! منم خوردم اما بعد از چند روز در ناحیه گلو و قفسه سینه دچار ناراحتی شدید شدم طوری که آب هم از گلوم پایین نمیرفت و حتی نفس کشیدن برام مشکل شده بود ! رفتم دکتر البته یه متخصص دیگه!! کپسول رو هم بردم نشون دادم که فقط همینو مصرف کردم ! دکتر سرش رو تکون داد و گفت : دکتری که این رو تجویز کرد نگفت که این کپسول رو باید با 2 لیوان آب بخوری ؟ گفتم نه !! به برکت اون دارو دچار زخم معده شدید شدم که سالها اذیتم کرد و هنوز بعد از سالها باید مراقب باشم !

فریدون

[گل][گل][قلب][گل] سلام: دکتر هم با حالی اقا شوخی دارد[نیشخند] [گل][قلب][گل]