درمجلس عروسی ونماز

درمجلسی عروسی بودیم؛خواستند نمازشب به جماعت بخوانند.جمعیت درداخل خانه جا نمی شد.بیرون خانه موکت هایی انداختند تا نماز روی آنها خوانده شود.جارجیی جار میزد موکت های آخری برای نمازخواندن پاک نیست.

بعد از اتمام نماز،امام جماعت روبه جماعت گفت آن عده ای که روی موکت های آخری نمازخوانده اند ((کافر))شده اند.نمازرا تکرارکنند.

به عده ای اتهام کفر زده شده بود ناراحت دور حالی آقا - پدربزرگم -جمع شدند.حالی آقا که کمی نیمچه ملا هم هست گفت نگران نباشید کافرهم نشده اید انگ کفربه آن هایی می چسبدکه دورعیالات ودختران مردم را گرفته وزاغ سیاهشان را چوب می زنندودرنماز هم شرکت نکرده اند.

روی همان موکت ها سفره انداختند تا شام عروسی را بخوریم اندکی حالی آقا وآن امام جماعت چشم توی چشم شدند.

/ 3 نظر / 17 بازدید
گزل

[نیشخند][قهقهه][خنده] ای ول عمو معرکه بود [لبخند]

مژگان

همیشه هم گناه امام جماعت ها و ایت الله ها و...و نیست مردم از هم مقصر ترند که دلخوش کردن به یه مشت اراجیف

فریدون

[گل][قلب][گل] سلام: چه راحت چوب تکفیر از نیام بیرون میاید[نیشخند] [گل][قلب][گل]