دربارهی گل جمال دایزه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گل جمال دایزه وقتی دختری سیزده چهارده ساله بود همای خوشبختی برسرش نشست. دخترای هم سن وسالش به او حسودی میکردند. چون کریم اقا که تازه از چولیقی (دستیار چوپانی) به چوپانی ارتقا درجه شغلی پیدا کرده بود.آمده بود خواستگاریش؛ گوسفندارهای آبادی و آبادی های دور واطراف برای استخدام او سرودست میشکستند. حسن بای مرام نامه رسمی چوپانی ترکمنی را برای استخدام کریم اقا شکسته بود. وبرای هر پانزده راس گوسفند یک ونیم بره مزد برای چوپان تعیین کرد.البته این اقدام او نوعی بدعت غیر قابل قبول بود. چون این مرام نامه که چوپان ازهر پانزده راس گوسفند یک بره می تواند به عنوان مزد خود بگیرد، قانون وضع شده نیاکان ترکمن ها است که معلوم نیست توسط چه کسانی وکجا وضع شده است.

ولی کریم اقا کسی نبود که مرام نامه چوپانی را بشکندچون او بعد از عمری دستیاری به این درجه نایل شده بود و او باید با حفظ قوانین آن وتربیت وتحویل چوپانی لایق به فرهنگ گله داری ایل خود کمک میکرد.

................................................

گل جمال دایزه که آثار عبور سال ها او را از زن های هم سن وسالش پیرتر نشان می داد هر وقت خانه شان مهمان بودم داشته ونداشته اش را برای پذیرایی روی سفره میگذاشت. سه دختر وسه پسر ثمره ازدواج او با مرد نمونه ایل ترکمن بود. ولی کریم اقا که آثار تنومندی بدن وبازو در او هنوز هم هویدا است. به مواد گرفتار شده وگل جمال دایزه همیشه با اثاری از اشک توی چشم هایش میگفت خرج موادش مساوی خرج ما هشت نفر است. داستان ابتلا او به مواد هم به خاطر درد کلیه ها ناشی از سنگ کلیه بوده است. حالا او سنگ هایش را با دستگاه های پیشرفته شکسته ولی اعتیادش کماکان سرجایش مانده است.

گلایه ی دیگر گل جمال دایزه از خانه بخت نرفتن دخترانش است(( این (دمیر یو ک ها) بارهای آهنی زندگی کی سوار کجاوه می شوند.)) جمله ای است که ادایش برای گل جمال دایزه سوز وگداز زیادی به همراه دارد. نا امیدی گل جمال دایزه رد پا واثرش برروی چشم هایش هم پیداست. همه این گفته ها تاثیر مستقیم روی جسم وروان گل جمال دایزه والبته روی کریم اقا دارد. گل جمال دایزا روز به روز به شکوایه هایش از زندگی ودعا والتماسش به درگاه خدا بیشتر می شود وکریم آقا هم تعداد پک هایش به مواد ودر هردفعه هم عمق پک ها زیاد تر می شود.

................................................

گل جمال دایزا هروقت من را می دید ازم میخواست که اورا نزد طبیبی در بندر ببرم. ومنم او را تشویق میکردم جهت مداوا به دکتر های تحصیل کرده مراجعه کند.

روزی از روزها به اتفاق یکی از دخترهاش وگل جمال دایزا طرف بندر حرکت کردیم. در بندر دم در خانه ای توقف کردم گل جمال دایزا ودخترش وارد خانه ی طبیب شدند من داخل ماشین بیرون حیاط طبیب نشستم که متوجه شدم دونفر خانم ترکمن نیز با آزانس دم در خانه طبیب آمدند وبدون مقدمه داخل رفتند راننده ی آژانس صندلی خودرواش را کاملا خواباند. وخودش را روی صندلی ول کرد. منم همین کار را کردم متوج شدم کسی شیشه ماشین را میزند چشم باز کردم دیدم دختر گل جمال دایزا است ظاهرا پول شان برای دستمزد طبیب کم آمده و ازم هزار تومان درخواست میکرد. پول را بهش دادم. صندلی عقب را نگاه کردم کیف دختر گل جمال دایزا آن جا بود فضولی یا کنجکاوی ام گل کرد در آن را باز کردم بیشتر از همه دو تکه کاغذ توجه ام را جلب کرد که با رنگ های غیر معمولی غیر از خودکار با رنگ های صورتی خطوط کج ومعوجی رسم شده بود. پشت کاغذ را نگاه کردم نوشته بود((غسل کنید)) کاغذ دیگر هم خطوطی شبیه به کاغذ اول نوشته بود.فهمیدم اینها همان چیزهایی هستند که دعا نویس ها می نویسند.

بعدا از فحوای کلام گل جمال دایزه متوج شدم آن شخصی که آنها داخل خانه با هاش ملاقات داشته اند نه تنها طبیب نبوده بلکه دعا نویس بوده که مبلغی معادل دوازده هزار تومان از ایشان گرفته است. در بین راه گل جمال دایزا مرتب دعا میکرد که اف چوف طبیب تاثیر گذار باشد.ناله میکرد که همه ی پولی را که به طبیب داده از این وآن قرض قوله کرده واین قارچینی را که می بافد تمام کند با فروش آن قرص هایش را ادا خواهد کرد.

 

/ 3 نظر / 21 بازدید
گزل

سلام بضی وقتها به این دعاها و سحرها ایمان می آورم ، بعضی وقتها هم نه ! وقتی که چیزهای عجیبی را از زبان این و آن می شنوم که ... میمانم که باور کنم یا نه. وای از این دعاهای بخت گشا و هر چیز دیگری... بهتر نیست به جای این چیزها بروند از خدا درخواست کنند تا از یک بنده ی خدا خیلی وقتها به این کارشون میخندم و همچین چشم غره ای میروند برایم که گزل مواظب خودت باش تا یک وقت ...

امین

باسلام خوشحالم که با شما آشنا میشوم.این حقیر یکی از خواننده های وب سایت شما می باشم.همیشه موفق باشید.کوچیک شما امین[گل]

اجو

سلام ! چه عجب بالاخره ...!! میدونید آدمها همیشه وقتی دستشون از همه جا کوتاه میشه و لا علاج میمونند رو به دعا نویس و فالگیر و ... رو میارن ! گل جمال دایزا که بماند تحصیل کرده هاش هم ....!! جایی که علم نتونه کاری بکنه به دعا نویس میتونه...!!!