اعتیاد(قسمت دوم)

آخوندی پیدایش تریاک را اینگونه برایم تعریف کرد.((حضرت محمد (ص)در راه هجرت از مکه به مدینه به غاری پناهنده میشونداز شدت خستگی خوابش می برد.همراه او متوجه میشود که درون غار دارای سوراخ وسمبه های زیادی است ودارای جک وجانورانی... لباس هایش را درآورده وپاره پاره کرده و سورا خ ها رابا وسیله تکه های لباسش مسدود مینماید.برای یکی دو سوراخ تکه  ی لباس کم می آوردوآنها را با فرو کردن انگشت هایش می بندد.ولی جانور موذی داخل یکی از سوراخ ها او را نیش می زند.خیلی تحمل میکندولی درد خیلی شدید است اگر داد بزند اساعه ادب زیادی خواهد بود چون پیامبر سرور انس وجن وآدم وپری  از خواب مبارک بیدار خواهند شد.از چشمانش قطره ی اشکی جاری می شود واز گونه هایش قلت خورده به صورت مبارک پیامبر عظیم الشان می افتد.ایشان از خواب بیدار شده می پرسند یا ابوبکر چه اتفاقی افتاده؟!او هم ضمن شرح ماجرا گزیده شدن توسط موجودی رابه عرض مبارک می رساند.پیامبر نیز عضو گزیده شده را در دست گرفته محل گزش را مکی زده همراه آب دهان مبارکش به گوشه غار می اندازد.درست در محل اصابت آب دهان مبارک که آغشته به زهر ماری بوده گیاهی رشد میکند که بعد ها خشخاش نامیده میشود.به همین خاطر مقدار کمی از آن چون آب دهان مبارک را دارد،دوا ولی از طرفی چون آغشته به زهر مار نیز هست اگرمقدارش زیاد شود که در افراد معتاد این موضوع را می بینیم به زهری برای بدن معتاد تبدیل می شود.))

 در این قصه قدری تقدس هم به این ماده ی افیونی داده می شود.مردم در استعمال حرام اکید شرعی اعلام شده هیچ عبایی ندارند چه برسد به موادی که  قدری رگه تقدس داده شده باشد...

 

/ 8 نظر / 14 بازدید
دکتر سردار

دوست عزیز ، من نیز عید فطر را پیشاپیش به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم . خوب برم این پست حدیدتان را بخوانم .[گل]

مرضیه

سلام چقدر جالب واقعا جالب بود عمو ظهری راستی با دست گچ گرفته به نظرتون اتفاقی میشه افتاد[نیشخند]

اجو

ظهری عزیز مطالب خیلی جالب بود در مورد تریاک اولین بار بود همچین چیزی میخوندم !! در ضمن پیشاپیش عید سعید فطر رو به شما و خانواده ی گرامی تبریک میگم و امیدوارم نماز روزه هاتون قبول حق باشه . سلامتی رو برای تمام دوستانم آرزومندم

تایاق

سلام . بایرامینگ قوتلی بولسین . به ماتقلیچ دده گفتم : شنیدی نوه ات ظهری چه قداستی به تریاک داده است ؟ گفت : الهی صد شکر ، بی پیاز مجتهد نشده وگرنه ناس را هم از سوره یاایهالناس استنتاج میکرد .

دیه جی

عیدت مبارک ظهری جان، قلمت توانمندتر!

گزل

[قهقهه]عجب داستانی بودا ممنونم ![گل] برای اولین بار بود که این داستان رو می خوندم ...

فریدون

[گل][قلب][گل] سلام: دوست من این داستانهای دست اول را از کجا پیدا میکنید؟ [گل][قلب][گل]