ادبيات هنروعلم سه رکن اساسی پيشرفت بشريت بوده اند

کسی نمیدونه فلش مموری رو کجا تعمیر میکنن این روزا ویندوز کامپیوترم فلشم رو نمیشناسه کلی اطلاعات داخلش داشتم واسه چندین پست مطلب داخلش ذخیره کرده بودم ولی حیف که دیگه نمیتونم بازش کنم... چون احتمال خراب شدن فلش رو محاسبه کرده بودم اطلاعا تم رو داخل هارد بصورت مخفی سیو کرده بودم متاسفانه هرکاری میکنم اونا رو هم نمیتونم بازشون کنم خبره ای میگفت کامپی ات ویروسی شده وویروسه نشسته روی رجیستری چه میدونم ازاین حرفا میزد به هرحال این روزا کامپیوتر ضد حال اساسی بهم زده وهمه اینا ثابت کرد که فلش وهار دمحل مناسبی واسه ذخیره اطلاعات نیس.

ضد حال دیگه از وقت هک شدن پرشین گوگل قشنگه هم با هام لج افتاده ودیگه بهم کم محلی میکنه ...وبلاگم رو توی سرچش نمیاره هرچند که دوباره معرفی  کردمش ولی افاقه (درسته دیگه) نکرد به هرحال خبرهه بازم میگفت یکی از لیست گوگل بلاگت رو حذف کرده بهش گفتم بابا من دشمن دارم ولی نه تا این حد خبره04.gif

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسام

سلام...بابا خبره!چه خبره؟!!!آره؟ خب عيبی نداره...به تخم پسرت... درست ميشه...خيلی جاها تعمير می کنند... ببينم تو وقتی فلش رو ميخوای در بياری يهو که نمی کشی؟!بايد بری خاموشش کنی...stopرو بزنی...ببنديش بعد درش بياری ها!... اونائی هم که رو هارد شاید هیدن هستش...یه امتحانی بکن...ولی هر بلائی که بیاد میشه اطلاعات رو دوباره بازسازی کرد و گرفت...نگران نباش...فلش ها بعد از مدتی ویروسی و خراب میشن...البته قابل تعمیر و درست کردن هم هستن...ولی تا اونجائی که می دونم هزینه بالائی داره!آره...حواست باشه... آره خبره

مهشاد

سلام خوبی؟ واسه همه اين اتفاقهای بد متاسفم ولی از کجا می دونی اينهمه دشمن نداری يکی از دشمناتو من بهت معرفی می کنم ولی به کسی نگو که من بهت گفتم..... ولش کن من نمی گم!!!!! باشه می گم ولی فقط اول اسمشو می گم باقی شو خودت بفهم!!!!! اول اسمشه مهندس حسام الدين حسام هست..... نگی من گفتما ..... با من هم دشمن ميشه بابای

نازنين گل يخ

پس اطلاعات و پستا پر!! آره بک آپ رو روی سی دی بگير....حافظه های خوندنی نوشتنی.... ويروسی ميشن

حسام

سلام من اين مهشاد رو می کشم هفت دفعه می کشمش به هفت طريق سامورائی می کشمش فکر کردی حالا که يه ۱۰۰۰کيلومتر دورم آره؟ از همين جا هم می کشمت يه چاقو ميندازم تو افطاريش صبر کن آره... باشه...باشه... چشمتو در میارم... دونه دونه اون موهای (الان چند متره؟)حالا ۲متریتو می کنم...کچلت می کنم... داشتیم؟ دشمن؟ کشتمت...

مهشاد

سلام ااااااااااااااااااااا چرا منو می کشيييييييييييييی؟؟؟؟؟

سعيد

با کوله باری از غروب و چشم ها ی خیس ، نافرجام چشم انتظار دیدن فردا به دنبال تو می گردم طوفانی ام ، بی لنگر و سکان ، رها در موج ، گرداب چون کشتی سر گشته در دریا به دنبال تو می گردم شوریده ام ، آری شبیه روح مجنون بیا پا نگرد آهوی صحرای جنون..............به دنبال تو می گردم با تبادل لينک موافقی

مهشاد

سلام به اقای ظهری و حسام خوبین؟ چه خبرا؟ می بینم که اقای ظهری هم تورو شناخته

مقصد

سلام دوست ارجمند آقای ظهری! برداشتتون از خنجره درست است. استعاره عارفانه ائیکه در اشعار کلاسیک فارسی این نمادها بیشتر مورد استفاده قرار میگرفته است. در اینحا ازخنجره وادی عمر که از آن صدای سوزناک و غم انگیز نی که حکایت از درد و رنج روزگار دارد، به عاریت گرفته شده است، بگوش میرسد. بهرحال از توجه تون ممنونم.

شهلا

من هم که در این موارد تعطیلم، اساسی

حسام

سلام رفيق ظهری خوبی؟...گفتم من نويسنده ام که! اين مهشاد هم از سال ۱۳۲۰ که تو برنامه کودک بوده هنوزم همون برنامه کودکه...الکی ميگه کارگردانم و اينا...آره خب خواستيم مزاحی کرده باشيم و دست جمعی حالی برده باشيم..آره با هم بخنديم نه به هم بخنديم...آره بابا فلاش و مموری و هارد و همه رو بيار خودم درستش می کنم برات...