خطوط قرمز

   دوست داشتم مطلبی در خصوص خط قرمز بنویسم برای تحقیق این موضوع  سراغ کاراکتر های معلوم الحال آبادی مان رفتم که معروفترین  وجنبه دار ترین آنها حالی آقا است. حالی آقا معتقد است که خط قرمز ش خیلی پررنگ تر است و هر کسی پا رویش بگذارد از چند کیلو متری، عالم وآدم متوج می شوند که روی خط قرمز حالی اقا پا گذاشته است. حالی آقا را گفتم هی یاشولی خط قرمز  خطی نیست که حتما وجود داشته باشد بلکه  خطی فرضی است مثل خط استوا که دور دایره عظیمه کره زمین در نظر می گیرند. حالی آقا که اسم یکی از نوه های دم بختش عظیمه است با شنیدن کلمه عظیمه از زبان این جانب قدری کمان ابروهای 180 درجه اش زاویه ی حاده تری پیدا کرد. به هرحال او در اوصاف خطوط قرمزش ادامه داد وگفت که اولین خط قرمز م این است که گاو وسایر احشام سالپی وارد  چپری ام نشوند که  اگر وارد شوند با آن زبان بسته ها کاری ندارم ولی اگر سالپی دنبال چهار پایانش بیاید، با ضربه عصای نیش دارم همچین بزنمش که رد خون قرمزش تا کیلو متر ها هویدا باشد  خب این یعنی خط قرمز دیگر.

   بحث حالی آقا که اینجا رسید بد جوری صورتش سرخ ورگ گردنش متورم شده بود. از ترس اتفاقی برای حالی آقا از او فاصله ام را زیاد تر کردم ودر راه بیراهه های آبادی به دنبال خط قرمز های سایرین گشتم.

   سالپی جلوی مغازه اش روی سنگ استوانه مانندش نشسته بود.و از مردمی که از جلوی مغازه اش رد می شدند آمار گیری می کرد. سراغش رفتم واز خط قرمز ش سوال کردم گفت می دانی که من هر وقت در آبادی عروسی یا جشن وسروری باشد بساط پهن میکنم و پول توی جیبی بچه های مردم را خالی می کنم گفتم خب این چه ربطی به خط قرمزدارد. گفت ربط دارد وربطش هم این است که مغازه دار های آبادی های مجاور حق پهن کردن بساط در مجلسی که من حضور دارم نداشته باشند. ولی چی بگم مردم آبادی خائنند نه تنها اجازه می دهند اونها بساط در مجالس آبادی ما پهن کنند بلکه بیشترین خریدشان را هم از فروشنده هایی که از آبادی های مجاور آمده اند دارند.

  از سالپی هم فاصله گرفتم قدری در آبادی پیش روی کردم جوانکی جلوی رویم ظاهر شد که هیچ تفاوتی با گاو چران های آمریکایی نداشت. بسیار تعجب کردم که جوونای ما به هیبت گاو چران که اصطلاح بهترش چوپان است در آورده اند؛ یعنی اونا (منظور غربی ها) ما را به هیبت پانکی ها به هیبت نهلیست ها وسایر قماش هایشان حتی چوپان هایشان در می آورند. ولی ما روی ظاهر اونا کوچکترین تاثیری نتوانستیم بگذاریم که هیچ از ظواهر خود ما جوونایمان نیز هیچ تاثیر پذیری نداشتند.

از آن جوانک نیز از خط قرمز سوال کردم. گفت خط قرمز من این است که توی عروسی ها همیشه بساط جاز وارگ ومی وقلیون و... به پا باشه پذیرایی های مراسم دخترونه هم مختلط باشه ... اینجای صحبتهایش هی بلندی کشید به رویای بلند تری فرو رفت. ونگاهش را به دور دورا خیره نمود.

  از او هم فاصله ام را زیاد تر نمودم. میدانستم این آبادی ما با هیچ اصول ومنطق وتئوری های سیاسی جور در نمیاید. اونوقت ما چه طور میتوانیم  انتظارداشته باشیم ،که خطوط قرمزش منطقی وکتابی باشد

/ 4 نظر / 9 بازدید
maryam

سلام خوبي ؟با افرادي که نيروي انتظامي و بقيه جاها تو محله هاي تهران گذاشتن ميخوان همه کسايي رو که جاهاي مختلف رو آتش ميزنن و به قول خودشون مخل نظم و آرامشن رو شناسايي کنن

اجو

سلام گلجک تازه ییل سیزینگ اوچین دوشوملی ییل بولسین. سیز و اچری ماشغالانگیز اوچین ساغلیق بخت و تخت دیله یان . یوزونگیز گل لی بولسین جیبینگیز پول لی بولسین

مرجن

سال نو به شما مبارک باشه و همیشه بهاری باشین و همچون بهار باطراوت وشاداب.[گل]

تایاق

ظهری جان سال نو مبارک . [گل]