ماجراهای این چندروزه

اولــــــی) مرکز استان رفتم واس خاطر گاز سوز کردن لگن، پارسال ثبت نام اینترنتی کرده بودمش اون موقع کارگاه بندرترکمن رو برای نصب کیت انتخاب کرده بودم ولی به تور گرگانی ها انداختند. بعد از سه بار تماس تلفنی شان دوشنبه روزی به اتفاق رفیقی ساعت چهارونیم بامداد حرکت کردم ساعت شش صبح دم در کارگاه بودم ساعتای حدود هفت ونیم کارگاه باز شد.

چون لگن ما کاربراتوری بود هزینه اش را بدین شرح اخذ فرمودند. 71 تومان به حسابی ریختم ،هزار تومن هم بابت فتوکپی گرفتند وچهار هزار تومن هم گفتند بدهید.علتشو پرسان میشوی میگفتند بدهید دیگه

رفتیم ناهار خوران گشت وگذاری کوتاه

 ساعت یک بعد از  ظهر، بعد از تقدیم نمودن پنج تومن به عنوان شیرینی ، لگن رو که دیگه گاز سوز شده بود تحویل گرفتیم توی کاتلوگش نوشته بود هر وقت چهار چراغ  کنار رل سبز باشد مخزن گاز فوله ... ما هم گفتیم دیگه گاز بسوزونیم  کلید رو در وضعیت گاز سوز گذاشتیم طرف شهر مون حرکت کردیم  نزدیکیای شهرمون لگن خاموش شد ای دله غافل ما همه اش در حال مصرف بنزین بودیم اصن مخزن گاز خالی بوده و دستگاه خطا داشته .

شبش  رفتم مخزن گازرو پر کردم  ولی سیستم گاز سوز عمل نمیکرد. فرداش زنگ زدم به کار گاه گفت باید بیاری برات تست کنیم گفتم پدر آمرزیده ها من نود کیلو متر رو بیام وبرم چی بشه ، شما همون دیروز  تست شده تحویل میدادین. گفتند میتونی به کارگاه دوگانه سوز گنبد مراجعه کنید.

رفتیم یگانه مرکز تبدیل گنبد پشت سر همکار گرگانی اش هر چی صفحه داشت گذاشت واینکه جنس کارگاه خودشون بهترین واستاندارد ترین جنس هست وغیره اینا هم بایت تست هفت تومان گرفتند.

 هنوزم با اینکه گاز میسوزونم ولی کماکان چهار چراغ کنار رل روشنه .

لگنم داره گاز میسوزونه ولی از این رو دست هایی که خوردم حقیقتا یه جای منم جداً میسوزه

دومـــــی مربوط هست به جریان سفر ریاست جمهوری به استان واز جمله شهر ما دوستان لطف کرده بودند ونامه ای دست جمعی تحریر فرموده بودند زنگیدند که نامه در اداره است بیایید امضا ومهر شرکت را هم بزنیدوحسب امر این اقدام انجام شد. دایی ارجمند یکی از دوستان دوره دانشگاه وهمکار فعلی که رفت وآمدی چندین ساله باهاشان داریم در سن میان سالی به رحمت ایزدی پیوستند. آنهم درست دراولین روز ورود ریس جمهور به استان گلستان. حسب وظیفه به اتفاق دوست نیکوی دیگری برای مراسم دایی رفیقم رفتیم . حضور ما بی اندازه مفید بود چون رفیقمان گویا با دایی بسیار صمیمی بوده وخیلی بی تابی میکرد. حین برگشت بودیم که همراه زنگ زد از آن طرف گفته شد تحریر نامه به آن شکل اشتب بوده به فلان صورت اصلاح نمودیم گفتم دستتان درد نکند. دوباره همراهه نالید واز آن طرف میگفتند فلان مشکل را داری آیا برای این مشکلت مدرک کتبی داری من خاطرم نبود مدرکی کتبی هست یا نه گفتم ندارم با لحنی که غر زدن  در میان کلامش بسیار واضح بود میگفت باید یه چیزی داشته باشی من گفتم دارم بعد از صلات ظهر تحویل میدهم الان دارم تازه از مراسم داریم بیرون میاییم.

این روزا خواب نیم روزی عجب حالی میده ها در حین قیلوله ی ما طرف زنگیده بوده من متوج نشده بودم بعد از بیداری  چند بار با هاش تماس گرفتم ولی گوشی اش را برنمیداشت. خب شاید مقابله به مثل میکرد.به هر تقدیر این همکار ما قرار است در سفر معاون وزیر به شهر گل وبلبل ما  در خصوص مشکلات چند کلمه ای صحبت نماید. واس ملاقات با معاون وزیر این ادا واطوار ها رو در آورده  چه برسه با شخص ریس جمهور یا وزیر دیدار داشته باشد.

بین خودمون بماند بنده هم توسط یکی از کشاورزام که یه پیرمرد خوش ذوق وبامرام تهرانی هست وما هر وقت به تهران مراجعه مینماییم شرمنده پذیرایی ایشان وحاجیه خانم هستیم یه وقت ملاقاتی از وزیر گرفتیم.

وظیفه شماست که اگه ادا واطواری در میآورم تذکرم دهید.

شاد باشید.

/ 9 نظر / 7 بازدید

[نیشخند]

گزل

اوووووووووووه این همه خرج مونده رو دستتون اونم واسه لگن تون (البته به قول خودتون) !!! از لقب این بهشت دنیوی خیلی حظ کردما ! موندم توی کف این تشبیه ! با این برهوت و خشکسالی که نظاره گرش هستیم ، گل و بلبل رو اگه رویت کردن به ما هم یه ندایی بدن. راستی این آقا که گفتین الآن کسی رو نمی تحویله ، میخواد معاون وزیر رو ببینه ؟!!!! اینقد پُز میده ؟؟؟ و ادا و اطوار در میاره ! همه ی ما از یه قماشیم ، حالا مگه افتخار دادن داره آخه ؟( خُب دیگه آدما متفاوتند و فکراشون به همه جا می رسه) اگه به خاطر دیدن و ملاقات یه نفر که جزو پایه ها هست اینقدر ادا درمیاره ، بی شک دلقکی بیش نیست ! کار دلقک ها ادا در آوردنه ، نه یه انسان بی جنبه .مگه نه؟( این رو از من داشته باشین که یه لحظه به فکر دلقک بازی نیوفتینا ، من رو حتما بتحویلین ) فقط وقتی موعد ملاقات شما نزدیک شد ، یه ندایی بدین ، تا ببینیم ادا درمیارین ؟؟ فکر نکنم ادا در بیارین از خودتون !(نگران نباشین ، اگه دیدم اینطوری شدین خودم به شخصه یه تذکر اساسی بهتون میدم که ..... منم که اصولا آدم خیلی رُکی هستم ... بقیه ش بماند!)[نیشخند][خنده]

گزل

کار دلقک ها ادا در آوردنه ، نه یه انسان بی جنبه .مگه نه؟===>"نه " اولی اشتباهی تایپیدما ، یعنی قرار نبود اون "نه " رو بتایپم که اشتب شد.

فریدون

[گل][قلب][گل] سلام: گاز سوز کردن این مشکلات را دارد عوضش ناهار خوران عوضش ناهار خوران خستگی از تنتان در اورده. [گل][قلب][گل]

تایاق

ظهری عزیز سلام . ماشین گاز سوزت مبارک . راستی تایاق اپدیت است ....

ندا.ح

گرگانی هستی؟ [چشمک] ژیروزی با نامردی برد.. من فقط همینو میگم وگرنه اگر واقعاَ حقش بود همچین پستی نمینوشتم [زبان] شاد باشی

ندا.ح

گرگانی هستی؟ [چشمک] پیروزی با نامردی برد.. من فقط همینو میگم وگرنه اگر واقعاَ حقش بود همچین پستی نمینوشتم [زبان] شاد باشی

فریدون

[گل][قلب][گل] سلام: چرخ فلک بر عکس دوران دارد؟ [گل][قلب][گل]