تصمیم های کبرای من

یه وقتایی تصمیم هایی میگیری که زندگی دیگران رو تحت تاثیر قرار میدهند دوست دارم چند قسمه از این تصمیمات رو بهتون بگم نظر شما برای بهترین روش پاسخ گویی چیه؟ لطفن به راهنمایی تان احتیاج دارم
به سبب شغلی که دارم در روستا های واقع در یکی از جهات شهرمون گاو پیشانی سفید هستم اولین سوالی که مردم ازم دارند در خصوص  اقا پسر های روستا مون یا روستا های مجاور هست که به خواستگاری دخترای روستاهای دیگه رفتن . یه بار تصمیم گرفتم که اصن این نوع استعلامات رو جواب ندم  ولی این جواب ندادنم رو اونا به حساب نظر منفی بنده به شازده اق پسر دونستن واین طوری تجریه وتحلیل کردن که حتمن موردی داشته که ظهری نمیخاد اظهار نظر کند. به هر حال اون موقع مجبور شدم لب به سخن بگشایم ووسیله ازدواج زوجینی گردم به هرتقدیر موردی که در این خصوص اذیتم میکند اینه که  مواردی داشتم که در مورد شازده پسر ها نظر مثبت داده بودم ولی بعد از ازدواج اندکی کدورت خانوادگی پیدا کردند ولی به هرحال برطرف شدند واینک به زندگی خوب وخششان ادامه میدهند. وقتی بینشان دعوایی شد همون استعلام کنندگان سراغ بنده اومدند واز من گلایه داشتند که چرا حقیقت رو به ما نگفتی؟ تو که میدونستی این شازده پسر مشکل داشته چرا طوری جواب دادی که ما به او پاسخ مثبت دهیم و...  حالا هرچیقد بهش بگی باوم جان عروس داماد ها مثه هندوانه هنوز باز نشده هستند و این بگو مگو های اولیه در زندگی زناشویی پیش میاد مثلن خودتان هیچ کنتاکتی با زوجه خود نداشته ای؟ من که شخص معتاد رو براتون تایید نکرده بودم که از این نظرات اگه مشکلی داشته باشه بفرمایید! شما به من گفته بودید که اگه اون شازده پسر به خواستگاری خاهرت بیاد اونوقت بهش پاسخ مثبت میدهید یا نه اون موقع بنده عرض کرده بودم بلی
دوستان بعضی از ایراداتی که  وارد میشه یه خورده بفهمی نفهمی بنی اسراییلی هست یکی میگفت فلانی جان این پسری که از شما استعلام کرده بودیم شغل ندارد که ،چشم به دست وجیب بابا دارد. این حرفاش واقعن حرصم رو درآورده بود بهش گفتم شما از من وضعیتت اخلاقی پسره رو سوال فرموده بودید دومن اون پسره شغل اداره ای ورسمی ندارد کشاورز زاده ای است پنجاه هکتار باباش زمین داره سه برادر هستند روی اون زمین ها کار میکنند ولقمه حلال در میاورند و میخورند. همه که نباید حقوق بگیر دولت باشن که
مورد دیگه ای سوال میکرد که اون شخصی که به خواستگاری دختر ما اومده ظاهرن فلج اطفال داره وبا عصا راه میره شما بفرمایید ایا دو پایش فلج است یا یه پایش با دو عصا راه میرود یا با یه عصا!!!!
اون پسر یکی از پسرهای گل آبادی ما است حرفشان صحیح بود در بچگی به فلج اصفال مبتلا شده بود باور میکنید هیچ وقت دقت نکردم که ایا دوپایش بیماره یا فقط یه پایش اونقد این نقیصقه اش در مقابل اخلاق نیکش بی مقدار بود که حتی الان هم نمیدانم با یه عصا راه میره یا دو عصا ... بهشون گفتم اینو شما میتونید از شازده پسر ما دعوت بعمل آورید وخودتان از نزدیک مشاهد اش بفرمایید.

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترکمنی

[شیطان]

ترکمنی

خدا رحمتت کنه ! [دست] [خنده]

ترکمنی

اصلا به تو چه ! [عصبانی] [قهر]

ترکمنی

[نیشخند] بی خیال

مژگان

من که فقط نوشته تو هم توهم دیدم[ناراحت]

مژگان

بعشیا هم که شورشو درمیارن ...خحالا یکی این وسطه واسطه شده هااااااااااا....من که همیشه می گم من در حد یه معرفی کننده ام خودتون می دونید واون طرف مقابل از طرف من فلانی سالمه ولی نمیدونم تو زندگیش بلانسبت چه گهی دربیاد...پس خودتون تحقیق کنید[نیشخند]

فریدون ترکمن

اول این فریدون اون فریدون پایینی نیستا این یکی دیگست[چشمک]

فریدون ترکمن

این پرشن بلاگ چرا اینطوری کرد... بعدشم اینکه امیدوارم حالت خوب باشه

نازنین گل یخ

سلام میبینم تو کار خیر هم هستی و از نظر جنابعالی همه آقایون هم مجمع خوبی و لطفن![نیشخند] البته نظر شما درسته که از نظر آقایون خیلی از دوستانشون اخلاقهای معقولی دارن اما میبینی که با همسرشون مشکل پیدا کردن ...در کل نباید زیاد سخت گرفت...دعوا هم که همه جاییه و نمک زندگی[خداحافظ]

نازنین گل یخ

سلام خبر خوش مربوط به شخص بنده نیست[عینک] راستش خوردن کله پاچه برای من مثه خوردن یه داروی تلخه که فقط به خاطر فایده هاش میخورم! اونقد لذت نمیبرم که...[لبخند] بعدشم عهد و عیالمون کجا بود که یه دس کله پاچه بخور هم باشه[نیشخند]