ادبیات،هنروعلم سه رکن اساسی پیشرفت بشریت بوده اند

نمیدونم شما از دوستای این طوری دارین امیدوارم نداشته باشنشون هیچ وقت... دونفرن با اینکه در دوره دانشگاه چند مورد کار واسشون انجام داده بودم حالا نمیگم به خاطر اینکه واسشون کار انجام دادم تحویلم بگیرن نه به خدا به هیچ وجه منظورم این نیست اما دوست دارم به احترام اون چند بار سلام وعلیکی که داشتیم به خاطر اون چند با خلافی که باهم کردیم به خاطر چند بار نون ونمکی که باهم خوردیم اون سلام وعلیک های اولیه مون تداوم داشته باشه به موارد مختلفی شک کردم از جمله اینکه شاید قیافه منو فراموش کردن البته این امکان نداره از به خاطر اینکه قیافه من توی دانشگاه به قدری تابلو بود والان هم هست فکر نمیکنم فراموشی قیافه عاملش باشه ودیگه اینکه مگه ممکنه کسی شریک ماجراجوی های دوره دانشگاهش رو فراموش کنه.

الان که که باهاشون رودررو میشم به ندیدن میزن خودشون رو اون دو نفر

میگم ای کاش هیچ وقت باهاشون برخورد نکرده بودم

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهلا

پس این کار ها بین شما آقایون هم دیده می شود ... در مورد پیامت در بلاگ من: ببین اگر میدونستم اینقدر در این مورد استعداد دارم منم میومدم مهندس زمین شناسی میشدم ها

طاهره

هر چند كه لمس كردني نيست!! درك كردني يه

طاهره

كاملا مي فهمم چون اين قضيه رو لمس كرده ام....

حسام

سلام...خوبی؟ممنون از تمامی لطفت..در مورد سوال و...در فرصت مناسب خصوصی عرض می کنم...ولی زياد بيراه نگفتی اما جور ديگريستخب!وکار و شرايطی که گفتی کاملا می فهمم...و باهاش برخورد داشته و دارم..به خصوص مسئله بومی و...استان گلستان هم کار کردم...الان مشاور اصلی اونجا پژوهاب و بچه هاشم رفقای قديميم!خب...

حسام

در اين موردی که گفتی...من بيشتر از اين حرفا درگيرش شدم!حالا تو از رفيق ميگی...من از بالای ۲۵سال رفاقت اين مورد برخورد ديدم...اونم تو اين روزائی که دارم و...بگذريم داداش...ببينم مگه تو خلاف هم می کنی؟ای ول چند وقت پيش داشتم با خودم فکر می کردم اومدی تهران اومدی پيشمون جلوت چکار کنيم؟رو در بايستی هم داريمخلاصه...خيالم راحت شد....آقا هستمت

hanged

تا وفتی کاری دستت دارنن و کاری ازت بر مياد که به نفعشون باشه ٬ رفتارشون همينه ! وافعا از اينجور آدما تنفر دارم ! نکته ی جالبی رو ياداوری کردی . ممنون که بهم سر زدی :)

مژگان

می بخشيد هااااااا ولی متاسفانه الان خيلی ها چيزهای مهم تر از دوست ماجراجوی دانشگاهيشونو فراموش می کنن.بد دنيايی شده! به طرف دستی يه پول کلان ميدی واز بدترين مخمسه ای که می تونسته توش باشع نجاتش ميدی ديگه تورونمی شناسه...نمی کنه حتی يه تلفن ناقابل بزنه وبا پررويی هم بگه ندارم ...نمی تونم پولتونو پس بدم ....حتی اينکاررو نمی کنه که دل ادم خوش باشه که مثلا طرف نداره که بهت برش گردونه .ميزاره ميره وپشت سرشو هم نگاه نمی کنه

مهشاد

سلام خوبی؟ خودتو ناراحت نکن ادم اينجوری زياد هست اگر به مشکلاتت بخندي هميشه يه موضوع براي خنديدن داري بابای

حسام

سلام رفيق:)باز هم ممنونم از تمامی لطف و محبتی که داری...در مورد سوالت تصميم داشتم ديشب برات ميل بزنم و جواب بدم که اون جوری شدم و راهی بيمارستان...الان هم زياد در شرايط مناسبی نيستم!ولی آره!درست حدس زدی اما جور ديگريست...يه خورده بيشتر و به نحو ديگه ای خصوصی بهت می گمبخشی از تاريخ ...آره خب!به هر حال هر چی هست مربوط به گذشته است و گذشته ها هم گذشته و الان هم دوره دوره تازه به دوران رسيده ها!که خودت بهتر می دونی...سعی می کنم به زودی يه سری اون طرفا بيامالبته اگر عمری باقی بود!!!

هم خلافی دوران دانشگاه

با معرفت قول بنزين دادی چی شد دو تا بيست ليتری بيار خونه بزار ميگيرم من وقت ندارم بيام پيشت تا پنجشنبه رديف کن اخر هفته ميام منو با خودت ببر اونجاهايی که ميری آمارت رو دارم در ضمن اونهايی که تحويلت نميگيرن کيا هستند نگنه منظور پليدت منم خوابم مياد بايد سحری درست کنم مجردم بدون زن زندگی سخته بنزين يادت نره اميدوارم به جرم توزيع بنزين اعدامت کنن خداحفظ اگه گفتی من کيم