به نظر شما این زن چکار باید بکند

   غم از چهره ی معصومیت زنانه اش فریاد میکرد.می توانستی مشکل بزرگی را از فحوای نگاه زن درک کنی .بساط چایی را که آوردند او هم نشست بی آنکه از او سوالی در خصوص مسایل خصوصی زندگی اش کرده باشم مشکلات زندگی اش را بیان کرد. ((کتکم می زند،دست بزن دارد،زن اولش را بیشتر از من دوست دارد،دختر زن اولش ،شوهرم را دعا خور کرده است، پیش طالع بین رفتم او بهم گفت زنی کوتاه قد را می بینم که عقد نکاحی هم با شوهرت دارد معلوم نمیشود چکاره اش یا چکاره ات است ولی معلوم است برایت دام هایی گسترده است .شوهرت هرکاری میکند با میل واختیار خودش انجام نمی دهد.در اثر جادو جنبل هایی از ناحیه ی آن زن کوتوله به کمک دعا نویسی قهار در تسخیر جن ها قرار گرفته و... من هم گفتم آن زن کوتوله هوویم است،زن بزرگ تر شوهرم.)) وادامه داد(( آقای ...نمی دانم هوویم به تنهایی برایم دسیسه چینی میکند یا به کمک دخترش.شوهرم به من می گوید تو از اول هم این بنا را داشتی که زن من بشوی وبعد خودت را به هرزه گی بکشی  وطلاق بگیری وبروی .من گفتم آخه مرد اگر بنا داشتم بعد از یه مدت زندگی کردن با تو، تو را ترک کنم چرا ازت بچه دار شدم .آن هم نه یکی نه دو تا بلکه سه تا .و... او به من تهمت هرزه گی میزند من هم دیگه در دلم رغبتی به او ندارم ولی دیگه هرزه میشوم.فقط به خاطر بچه هایم کنار او وخانه او هستم .بزرگترین بچه ام هفت سالش است .بچه های زن اولش بزرگ شده ودخترهایش شوهر کرده اند وپسرهایش ازدواج کرده اند.آنها نمی گذارند پدرشان چپ به مادرشان نگاه کند.من هم صبر میکنم ،اتفاقا هرزه گی هم میکنم صبر میکنم بچه هایم تا آن موقع پدرشان هم ضعیف تر می شود در اثر پیری آن موقع من هم حالیش میکنم وحالش را میگیرم.و...)) او یک ریز صحبت میکرد ومن سعی میکردم صحبت هایش را به ذهنم بسپارم وبه فکر این بودم مشکلات این زن یا مشکلات زنان دیگر این چنینی را چه طوری میتوانم به رشته تحریر در بیاورم. حبه قندی را به دهان بردم پیاله ی چای را برای نوشیدن به دست گرفتم که صحبت های خواهر شوهرش شروع شد. ((با گریه بهم زنگ زد هق هق گریه اش امانی برای صحبت کردنش نمی گذاشت.بالاخره فهمیدم که شوهرش کفری شده واو را به باد کتک گرفته است.ترک موتور نشستم وبه سمت روستای ... راه افتادم .دیدم زن مظلوم سرو صورتش کبود است وپیچ گوشتی به ناحیه با لای پهلویش فرورفته است.دردسر زیادی برای بیرون آوردن پبچ گوشتی از ناحیه قفسه سینه سمت راستش نمودم تا بالاخره بیرونش آوردم.شانس آوردیم پیچ گوشتی به شش هایش  برخورد نکرده است. زن داداش بیچاره ام را به خانه خودم آوردم الان سه روز است که در خانه ی ماست.))

همیشه به ایل وتبارم افتخار میکردم ولی صحنه های این چنینی را می بینم که کم هم نیستند قدری غرور ام خدشه دار می شود.این زن چه اهرم دفاعی در برابر شوهر ظالمش می تواند داشه باشد.بلافاصله اهرم مهریه را عنوان خواهید کرد.این زن 9 سال پیش به عقد شوهرش در آمده ،مهریه اش را هم همان موقع گرفته وبا آن وسایلی را تحت نام جهیزیه برای خودش خریده دنبال خودش خانه شوهرش آورده است.تلویزونی،یخچالی،کمد،جارو برقی و لحاف وتشک وچند عدد خرت وپرت دیگر.تنها میتواند دادخواست طلاق به علت عدم سازش وکتک کاری شوهرش،طلب دیه واسترداد جهیزیه اش را نماید.

/ 2 نظر / 10 بازدید
علی

ظهري جان اين يكي ديگه نوبرشه!زن دوم باشي و كتك بخوري! از شوخي گذشته، كارهاييكه شوهر اين خانم با زنش كرده بدور از انسانيت است.در هر صورت بايستي نظر طرف مقابل (شوهرش) را هم شنيد و بعدش تصميم گرفت.

نوبردی بکه

السلام علیکم مهندس جان! هرچند که شنیدن اینگونه دردنامه ها که کم نیستند، دردناک و تأثر برانگیز است، اما همانطور که علی جان نیز اشاره کردند شنیدن صحبت های طرف مقابل لازم است. در جایی خوندم یا از کسی شنیدم که می گفت: حضرت لقمان به فرزندش نصیحت می کرده چنانچه کسی نزدت بیاید و فرزندش را کسی به قتل رسانده باشد، در باره اش قضاوت نکن. ممکن است مقتول به قصد کشت حمله کرده باشد. البته ناگفته نماند زن ها هم در تعریف حزن انگیز و غلوآمیز تبحر دارند و ضمناً ممکن است بعداز مدت کمی براحتی از موضع شان برگردند.