کینه شتری تعصب سگی

سگی زن همسایه را گازگرفت .شوهر زن زخمی به صاحب سگ با خشم گفت سگت را بکش یا ازت از دست سگت به دادگاه شکایت میکنم. صاحب سگ گفت سگم را نمی کشم ولی گردنش را قلاده میگذارم و روزها دم در آغل به پایه ی محکمی میبندمش. شوهر زن زخمی گفت میدانم اگر شکایت هم بکنم تو ریش سفید ویاشولی میفرستی ومن به احترام اونها ونه تو مجبور به دادن رضایت میشوم. حالا تو خودت هر کاری میخواهی با سگ بکنی مختاری.

صاحب سگ چند روزی به عهدش وفا کرد وسگ را روزها دم در آغل میبست وشب آزادش میگذاشت. سگ های ما از نژادی نیستند که در اسارت بسته شده نگه داری شوند. دوست دارند آزاد و ول باشند تجربه ثابت کرده اسیر کردنشان آنها را جری تر کرده به طوری که از فاصله دوری هم آدمی را ببینند پارس های خشمگنانه اش به طرفت رواست .

القصه روزی سگ محترم بد حال شد.صاحب سگ گمان برد که همسایه ها سگش را چیز خور کرده اند وقصد هلاکتش را نموده اند. از روی لج بازی خاصی یه وانت کرایه کرد وسگش را به درمانگاه دامپزشکی رساند آنجا به سگ سرم وداروهای دیگر تزریق نموده بودند. وبا احترام و جبروت خاصی سگش را به خانه آورد به طوری که تمام اعضای خانواده اش به استقبال سگ بیمار آمده بودند. آنها چند جوجه ی محلی داشتند که یکی را سر بریدند وبا انواع ادویه مختلف طبخش نموده به خورد سگ دادند. ولی باز از روی لج بازی خاصی به همسایه ها گفتند که سگ مان به بیماری سرما خوردگی مبتلا شده ومداوایش خیلی اذیتشان کرده است.

چند سال پیش هم سگ سیاه رنگ یکی از همسایه ها بچه ی پسرعموی صاحبش را گاز گرفت سر این ماجرا شکایت کشی اساسی شد.صاحب این سگ با رابطه بازی اداری خودش را تبرئه کرد. وتا حدودی تقصیر ها گردن بچه زخمی افتاد. حمایت قانون را از سگ ها ببینید. البته چون ما بسیار مترقی هستیم قوانین حمایت از حیوانات به نحو احسنت اجرا میشود. القصه این سگ سیاه رنگ باز چندین نفردیگر را گاز گرفت وزخمی کرد جالبش اینجاست هرسگی که کسی را گاز میگرفت برای صاحبش عزیز دردانه میشود. سر مزاحمت این سگ سیاه ، دو همسایه نزدیک ده سال است ، با وجود فامیل بودنشان با همدیگر قهر هستند. سگ سیاه ول گرد باعث به وجود آمدن کدورت ها شد ولی بسیار محترمانه زیست وکسی نمیتوانست بدو بگوید بالای چشمت ابرو هست. این سگ چند سال پیش به اجل طبیعی ومبتلا شدن به بیماری های پوستی مرد ولی کماکان دو همسایه قهرشان قیامتی شده وهنوز هم تا لحظه نگارش این پست قهر تشریف دارند.

من وماجرای سگ خودمان

پسرم آن روزا مدرسه هم نمیرفت. توله سگی را خانه آورده بود. توله سگ اوایل این ور وآن ور نمی رفت ولی کم کم که بزرگ میشد ولگردی هایش شروع شد. یک روز صبح که از خواب بیدار شدم زن همسایه را دیدم که با مادر صحبت میکرد. از مادر سوال کردم که چه میگوید. بهم گفت از سگ مان شکایت دارد که جوجه بوقلمون هایش را میخورد. سه بار از زن همسایه سوال کردم آیا مطمئن هستی او هم گفت آری مطمئن هستم . گوشه ی هال خانه مان یه تایاق (چوب) دارم که برای مواقع دفاع اضطرای نگهداری میکنمش. آن رابرداشته سگ را با مهربانی صدا زدم راستی اسمش آپاسون بود. تایاق را همچین بالا آورده به فرق سرش کوباندم که همانجا جان داد.

ماجرای خلقت سگ

خداوند انسان را که خلق کرد به فرشته هایش امر نمود که به انسان خاکی سجده کنند. شیطان، یکی از فرشته های خدا، خود را از انسان خاکی بالاتر دانسته سجده نمیکند. به نشانه اعتراض آب دهانش را طرف انسان می اندازد اتفاقا آب دهان به شکم انسان اصابت میکند. خداوند امر میکند آب نجس را از شکم انسان کاملا پاک کنند. یکی از فرشته ها این را میکند وبرای انجام این کار مقداری از بدن گلین انسان کنده میشود که همان جای ناف تان هست. از این مقدار گل کنده شده از بدن انسان سگ خلق میشود. عنایت دارید که هرچقدر هم به سگ لطف ومحبت داشته باشید چون سرشته شده به خدوی شیطان است، بالاخره یه گاز کوچیک به صاحبش میزند.

ماتقلیچ دده این حکایت را شنید گفت دو چیز بد در جهان هست اولی کینه شتری دومی تعصب سگی

خلاف کار روستایمان ضمن تایید سخن ماتقلیچ دده گفت البته عرق سگی هم بد وبی مخاطره نیست.

 

/ 6 نظر / 25 بازدید
امیر سلطان زاده

سلام وبلاگ زیبایی داری!! از خواندن ان لذت بردم[چشمک]به منم سر بزن البته اگه با حوصله میخونی[لبخند] راستی مایل به درج لینک هستی؟ www.payeezeoryan.persianblog.ir

تایاق

ظهری عزیز سلام. به ماتقلیچ دده گفتم : ظهری به [دست]سگها حسادت می برد ، می گوید زندگی آنها بهتر از ما است!!! تازه رفته با تایاق بر سرشان زده . ماتقلیچ دده گفت : آی قاتل بی پیاز... مواظب باشه سر انسانها نزنه. گفتم پس کجا بهتر است ؟ گفت : به قوزک پا !! گفتم چه حسنی داره؟ گفت : طرف نمی میرد ولی آرزوی مرگ میکند .....[دست]

فریدون

[گل][قلب][گل] سلام عجب داستانی بود داستان سگها و باید مواظب بود که سگی گازت نزند . خلقت سگ هم جالب بود اما فکر کنم گله داران و چوپانها غیر این فکر کنند که هر گله ای را حداقل سگی لازم باشد تا گرگها جسارت گوسفندان نکنند .تمثیل وفای سگ هم هست [گل][قلب][گل]

هاتیجا...

سلام. خسته نباشید.با یکی از اشعار معروف شاملو بروز هستم .خوشحال میشم نظر دوستان رو در این مورد بدونم.

نازنین گل یخ

سلام... عجب ...امان از دست شما مردها... آخه بی انصافید دیگه به همین راحتی سگه رو کشتی؟! ولی ماجرای جالبی بود... من سگهای مهربونو دوس دارم! یعنی اونقدا که میگی منفور هم نیست!! اما میتونه خطرناک باشه

Yasser Kamalinezhad

تعصب - پایداری http://dast-neveshte.blogsky.com/1387/09/16/post-33/