قاری دده

قاری قران بود یعنی الان هم هست یعنی باید باشد.برای عزا های مردم ختم های زیادی از قران به روح مرحوم شده ها بخشیده ،قران را با صوت ولحن دلنشینی میخواند به مرور سن وسالش که بالا میرفت از انرژی اش برای رساتر کردن صداش کاسته میشد بعضی صاحب عزاها هم واسه اینکه قاری شان به این زودیا خسته نشه هپی بهش تعارف میکردند. واین سرآغاز ابتلایش به دام اعتیاد شد. او که شناخته شده اکثریت روستا های این حوالی است آن روز رفیقم ن ب بهم زنگید و گفت قاری دده جلوی مغازه موذن مسجد افتاده معلوم نیست چند ساعته که اونجا خوابیده

اون روز هوا بسیار گرم بود گفتم مگه داخل مغازه کسی نیست گفت مغازه بسته است ولی بچه های صاحب مغازه همونجا هستند. من سرکار بودم امکان جیم شدن هم وجود نداشت به ن ب گفتم به منزل موذن زنگ بزن وبه دیگر همسایه هات،

اونم گفت این کارو کردم تمایلی به کمک نشان نمیدن وگفت من خودمم میتونم با همسرم بهش کمک کنم وتا جایی برسانمش ولی چون سابقه ام در روستا خراب است اگه اتفاقی بیافتد ممکنه به من اتهامی وارد بشه

سریع به یکی از فامیل های نزدیکش زنگ زدم بچه شان گوشی را برداشت ازش سراغ باباش رو گرفتم

- بابام ... چیکارش داری؟ خونه نیست

- قاری دده جلوی مغازه موذن روستا افتاده به کمک بابات احتیاج داره

- بابای من چه طوری میتونه بهش کمک کنه الان

- اگه بابای تو بهش کمک نکنه پس کی میخاد براش کاری انجام بده حالا میگی بابات کجاست

- بابام رفته سرکار

میدونستم باباش به صورت شیفتی دو جا کار میکنه من اما فکر کرده بودم شاید برای ناهار ظهرش خانه اش آمده باشه.

- حالا دقیقا بگو الان سر کدوم کارشه

- نمیدونم

- تو چطور بچه ای هستی که نمیدونی بابات کجا کار میکنه شاید برای خودتان مشکلی پیش بیاد اونوقت چه طوری میخواهید بابایتان را پیدا کنید.

- آخه ...

مکالمه تلفنی را قطع کردم

به یکی از محل های کارش شانسی زنگ زدم اتفاقا همونجا بود ماجرای قاری رو شرح دادم . باشه تنها کلمه ای بود که در

وقتی انسانیت در این گوشه این مملکت در این روستای ما حالش بدینگونه خرابه چه برسه به شهر های بزرگ.

پ.ن1)موضوع قاری رو به برادرش رساندم اون هم بردش شهر کارش به عمل جراحی کشید.فعلا که شکر خدا سالمه.جالبه بدونید ن ب وهمسرش در سوار کردن قاری دده به وانت پیکان کمک کرده بودند

پ.ن2)جلوی مغازه موذن را داشته باشید.

شاد باشید

 

 

/ 17 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اغلن

اون دفعه مطلبت رو نخوندم آخه من بار اول که میام به یه وبلاگی اول به گرافیک و رنگ بیندیش دقت میکنم اگه نظرم رو جلب کرد بازم میام. اما در مورد مطلبتون باید بگم خب آره همچین چیزایی هست ولی خب همین که یکی مثل تو هست نشون میده که هنوز انسانیت نمرده.شهرهای بزرگ خم همینجوریه : آدم خوب- آدم بد ! آدمه دیگه

آیرا

روزتون مبارک[گل]

مرضیه

سلام عجب ماجراهایی داره این روستایی شما........چیزهای ساده که گاهی ادم گذری میگذره زیر ذربین شما میشه داستانهای جالب مرسی دستتون درد نکنه

رضا

سلام به شما اگر تمايل به تبادل لينک دارين (هر چي بخواي هست )لينک کنيدتا من هم شما رو لينک کنم حتما به من سري بزنيد وبلاگ باهالي دارين

دکتر سردار ( پست 1)

دوست همیشه خوب خوبم سلام . همیشه مطلب جالبی دارید و همیشه یه ویشگونی هم از دکترا میگیرین . ( مرحبا ) دوست خوبم در مرد سئوالتان هر چه سعی کردم یه طوری خلاصه شده فیزیولوژی حرکت قلب را شرح دهم ، دیدم موضوع طولانی میشه و از بحث اصلی پست اخیر من خارج میشه . چرا که یک بحث خیلی تخصصی است .یک متن انتخاب شده در آن ارتباط را در پیام دوم برایتان پست میکنم . بعد به من لطفا بگوئید آیا خوانندگان من حوصله خواندن چنین مطلبی را خواهند داشت ؟ [گل][گل]

دکتر سردار ( پست 2)

سلام مجدد متن : بخش اول پتانسیل عمل یعنی دپولاریزاسیون سریع و اورشوت آن که در نتیجه عمل کانالهای سریع سریمی انجام می‌شود . بعد از دپو لارزیاسیون سریع و اورشوت، پتانسیل عمل در عضله بطنی دارای یک فاز کفه‌ای است، کفه توسط دسته دیگر از کانالها که با کانالهای سریمی سریع فرق دارند ایجاد می‌شوند. این کانالها بر خلاف کانالهای سدیمی سریع به آهستگی باز می‌شوند و کانالهای آهسته نام دارند و یونهای کلسیم و سدیم را هدایت می‌کنند. همچنین دیر باز شدن کانالهای پتاسیمی به ایجاد کفه کمک می‌کند. یکی که در فاز کفه‌ای وارد سلول می‌شود و به شروع انقباض سلولهای بطن کمک می‌کند. روپولاریزاسیون سلولهای بطنی در اثر بسته شدن کانالهای آهسته کلسیمی و سریمی و باز شدن با تاخیر کانالهای پتاسیمی صورت می‌گیرد. [لبخند][ناراحت] یاد دوران دانشجویی افتادم . خدا یارتان

نازنین گل یخ

سلام ظهری جان راستش خیلی وقته که فهمیدم که دیگران تا وقتی خوبی و سرپا هستی و سالمی و به قولی توان مالی خوبی داری میخوانت...قبولن دارن و روت حساب میکنن... بی انصافیه و تلخ.....!! اگر این پست عکس داشت من ندیدم... مرسی از حضور همیشگیت مهربون.

~سحر~

سلام! کم پیدا شدین! امیدوارم خوش باشین در هر صورت!

مقصد

سلام ظهری عزیز! از اینکه وبلاگ مقصدصالح را فراموش نکردید، خوشحالیم و آرزوی موفقیت برایتون داریم.