حالى آقا وبهداشت

خانه بهداشت آبادی مان به اهالی گیر داده بود که برای شیر آب موجود درحیاط تان فاضل آب درست کنید.حالی آقا اولین نفری بود که دست به کارشد.آنه دایی چاه کن را خبر کرد وچند عدد پالانه ی هشتاد سانتی خرید.

آنه دایی چاه کن علاوه برشغل چاه کنی برای شخصیت آدم ها هم چاه میکند.خواست حالی آقا را هم به سخره بگیرد.وبه او گفت حالی آقا بیا از همین الان توافق کنیم که اگر گنجی پیدا شود پنجاه پنجاه عادلانه بی درد سر شریک هستیم.

حالی آقا گفت ببین آنه دایی چاه کن سعی نکن به  دم من تانگقیر (حلبی) ببندی.من دعا میکنم چیزی پیدا نشود .

آنه دایی چاه کن گفت چرا؟!

حالی اقا گفت اگر پیدا شود خدای نکرده،آنوقت است که ما رازیر سین جین می برند وخواهند گفت آن قبلی هایی که پیدا کرده اید کجایند.آنوقت حکایت ما می شود((آش نخورده ودهان سوخته)) مجبور میشویم چیزی هم از جیب بگذاریم.

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
فریدون

[گل][قلب][گل] سلام: برای تو و من گفته حالی اقا تاریک است یعنی چه ؟ یعنی شاید هم قبلا چیزی بوده و حالی اقا از ان میترسد[نیشخند] [گل][قلب][گل]