درجشن عروسی

شنبه شب بود خواهر دوستمان عروسی اش بود.یعنی چی میگن برنامه پذیرایی داشت.گلجه تان ما راآن شب همراهی نکرد.بچه ها را هم نبردم چون شب که کهنه تر می شد خواب به آنها غلبه می کردواسباب دردسر.برنامه کمی دیر تر شروع شد. که ویژگی اینگونه مراسمات است. خواننده ی مجلس اشناییتی با ما داشت اول برنامه به اینجانب خوش آمدگویی نمود وازم خواست که برای گرم شدن مجلس اول برنامه تبریکاتی را به مهمانان وعروس دامادبگویم. من سابقه ی پشت میکروفون رفتن در مراسم عروسی نداشتم.در جلسه های رسمی زیادی شرکت کرده بود. خب چه طوری شروع میکردم بسم ا... الرحمن الرحیم با یاد و درود وفراوان به ارواح پاک وطیبه ی شهدای اسلام ،شهدای صدر اسلام ، خصوصا شهدای جنگ تحمیلی ،و...

ولی این مجلس با آن جلسه هایی که شرکت میکردیم فرق داشت. بدینگونه شروع کردم میکروفون را دست گرفتم .

ترکمن ایلیم آمان بولسون/// مدام آلتین زمان بولسون. اوز طرفیمدان واوزیمه اجازه بریب سیز طرفینگیزدن قوچ ییگیت محترم ماه دامادا وعروس خانما طوی لارینی تویس یورگدان قوتلارین. ترکمن صحرانگ سویگلی خواننده سی ...جاندان خواهش ادیارین شو گیجه کمنی قوی ماسین.

دست وهورا از سوی حضار پاسخ شان به خوش آمدگویی بنده بود.

مجلس گرم شد ورقص وپای کوبی شروع شد. نور پردازی الوانی محیط شادی را به وجود آورده بود.

شام مجلس را آوردند. برای کشیدن شام کسی پیش دستی نمیکرد.خودم آستین ها را بالا زدم وبرنج ها را دربشقاب ها ریختم سایر کار هایش را هم دیگران انجام میدادندوظاهرا در این کار مهارت داشتم .چون دوستم به شوخی میفگت باهم آشپزخانه بزینم در شهر...

بعد از شام نیز خواننده از بنده به جهت همراهی تشکرات متوالی میکرد. تااینکه ازم خواست وسط بیام برای رقص... چاره ای نبود وقدری هم خجالت داشتم چون مجردی حضورد اشتم در آن مجلس .با خواننده مقداری رقصیدیم . چیزی توجهم را جلب کرد خدای من، من فک میکردم فقط گلجه تان قدری کوتاه قد تشریف دارند ولی درآن مجلس اینجانب با قد 190سانت ووزن 115 کیلویی مانند کوهی متحرک بودم. مانند  گالیور در آن جزیره

یاد صحبت های خدا بیامرز الله قلی آقا افتادم آن مرحوم هرجا مرا میدید صحبت هایی از گذشته هایش داشت نمیدانستم چرا از بین آبادی فقط به من حرف های تاریخی اش را میزد. مشغول چراندن گوسفند هایش در دروبر آبادی من را میدید فوری صدا میکرد.قدری هم گوشش سنگین بود.نزدش میرفتی نگه ات میداشت تا زمان اذان ونماز. گذشت زمان را پیشش حس نمیکردی از خانه زنگ میزدند کجایی ؟ منم میگفتم توسط الله قلی آقا دستگیر شدم وقتی هم  که فوت کرد متاسف شدم چرا بعضی از موارد گذشته را از او سوال نکرده ام. او از خانم های زمان جوانی خودش میگفت که چه هیکل وچه زور وبازویی داشتند وبا خانم های این دوره مقایسه میکرد ومیگفت اینها زورشان به بلند کردن بجه خودشان نمی رسد.

 

/ 22 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دنیا

خیلی سخته جلوی جمع رقصیدن.آدم خودشو گم می کنه مخصوصاً بین عروسی قبلی که رقصیدی و این یکی فاصله باشه. انشالله عروسی دوست فعالمون، همه اونایی که دعوتن حسابی لاغر بشن.(ظهری خان بهتره بیشتر بری تو عروسیا تا یه کم وزنت متناسب شه[نیشخند]

گزل

اجوجکه ممنونم ________ [خنده] _________ من از این ریسک ها تا اطلاع ثانوی نمی کنم ___________ [نیشخند] ________ !

تایاق

سلام . به ماتقلیچ دده گقتم : این نوه ات هم که رقاص درآمد [نیشخند] .گفت : عیبی ندارد ، خیلی هم خوب است بتونه با دیگران برقصه ، منتهی مواظب باشه به آهنگ دیگران نرقصه [دست]

نازنین گل یخ

سلام ای ناقلا نگفته بودی رقص هم بلدی... این ماجرای قد هم برای خیلیها داستان شده تعداد زیادی از کوتاهی قد نالان و اندکی هم از بیش از حد بلند بودن قد نالان... من که از خودم به عنوان یه زن خبر دارم از نظر زور بازو صفر...برای جابجا کردن وسائل هیچکس از من کمک نمیخواد چون منم باید بکشه همراه وسائل[نیشخند]

~سحر~

سلام کاشکی می نوشتین معنی اون سطور را! ما هم دوست داریم بدونیم خب!

دکتر سردار

اورازا آینگ یتئب گلمسنی تویس یورکدن سیزه قوتلایارین . فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به شما تبریک میگویم . در ضمن از بابت ارسال مطالب پزشکیتان خیلی ممنون هستم

دوست ذکریای رازی

سلام ظهری خیلی عالی بود . ذکریا رو نمی گم . مطلب با لهجه سلطانعلی خوب و به جا بود . انشاال.. موفق باشی و وبلاگت تبدیل به سایت بشه . ذکریا منو از لیست گروه خط زده و میگه در نشست بعدی به خاطر اینکه من فقط از عثمان خان حرف می زنم دیگه نمیاره . به امید دیدار....[گریه][گل][قلب]

اجو

ظهری خان مثل اینکه از اون رقص خیلی خوشت اومده و....[چشمک]!!!!

حاجی قربان طریک

دوست عزیزم طاعات و عبادات قبول حق امید دعا را شما را داریم