شورا و ...

پسر خل مزاج حالی آقا قصد داشت برای عضویت در شورای اسلامی روستا نامزد شود.حالی آقا مخالف سرسخت این کار او  بود ولی چون نامزدی وی برای عضویت در شورای اسلامی روستا احتیاجی به(( فیلتر)) حالی آقا نداشت؛ ثبت نام کرد. واز طرفی چون خل مزاجی او با طبع بسیاری از اهالی روستایمان سازگار بود رای بالایی آورد.(نتیجه گیری اخلاقی: بسیاری از اهالی روستای ما خل مزاج تشریف دارند) ریس شورای اسلامی روستایمان شد از قضا فعالیت های خوبی انجام داد .

روستای ما چند تایی مغازه دارد که پر رونق ترین آنها مغازه سالپی است. او از بس که چاخان وخالی بند است به سالپی یالانچی (سالپی دروغگو)معروف گردید. ظاهرا این دروغگویی وی با طبع خیلی از اهالی روستایمان سازگار بوده  درنتیجه مغازه نسبتا پر رونقی دارد.(نتیجه گیری اخلاقی: بسیاری از اهالی روستای ما دروغ گو هستند پس به نوشته های بنده هم زیاد اعتماد نداشته باشید.)

علاوه برانواع واقسام داد وستد به روش های مدرن از قبیل مبادله کالا با پول با اعتبار موبایل ومعامله با ارز کشورهای خارجی ومعامله های پایاپای؛ بازار رد و بدل شدن حرف های بی اساس و دروغ و تهمت هم رونق بی اندازه ای دارد. کافیست خبری بدین مضمون را منتشر کنید ((ظهری را در حال کشید سیگار دیده ایم)) شک نداشته باشید بعد از 24 ساعت این خبر حتما به یکی از خبرهای زیر تبدیل خواهد شد.

((ظهری در حال معامله کیلویی ت ریاک دیده شده است))

((ظهری در حال استعمال مواد افیونی دستگیر شده است))

((ظهری پخش کننده ی عمده مواد در سطح دهستان ما بوده))

و((ظهری...))

روزی حالی آقا برای کاری به مغازه سالپی می رفت قبل از ورود به مغازه صدای مشتریان داخل مغازه توجه اش را جلب کرد که میگفتند این پسره ی خل مزاج کاراش خوبه ولی ما نمیدانیم از قبل کارایی که انجام داده چیقدری گیر خودش آمده.

حالی آقا از همان جا عقب گرد کرد وبلافاصله وصیت نامه رسمی تنظیم کرد بدین مضمون که ((اگر احدی از فرزندانم عضو شورای اسلامی روستا شود از ارث محروم است))

پ ن) امتحان انتقال شایعه مجانی است ولی چند گرم آبروی مرا به حراج خواهید گذاشت.

/ 3 نظر / 16 بازدید
آسمون

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.(حالا یه چی گفتیم لطفا dont take it personally)

'گزل

واقعا جالبه یک کلاغ چهل کلاغه دیگه حالا ما بگیم جناب ظهری در کافه ای مشغول قلیان کشیدنه ،وضع چطور میشه اونوقت ؟ بعضی وقتا قبل اینکه چیزکی باشه ، چیزها را درست می کنند ، یک جورهایی آماده باش می شوند تا صرف هزینه و وقت نکنند و انرژی مصرف نکنند

محمد

[ماچ]